
گذري بر زندگي و شهادت شهيد هميشه شاهد هدايت صحرايي ، فاتح ارتفاعات كله قندي ،سردار بي ادعاي اسلام پاسدار هدايت صحرايي
از فرماندهان عالي
اطلاعات سپاه پاسداران ، از اولين برادراني كه در سال 58 به سپاه پاسداران پيوست .بنيانگذار سپاه دهلران ، آبدانان وفرمانده سپاه آبدانان .از فرماندهان عالي تيپ ايلام در عمليات فتح المبين ، از فرماندهان عالي لشگر امام رضا (ع) در عمليات محرم .از فرماندهان عالي اطلاعات سپاه غرب كشور از فرماندهان عالي عمليات والفجر 3، فرمانده گردان شهيد بهشتي در عمليات محرم از لشكر نبي اكرم ، اولين فرماندهي كه در غرب كشور به سازماندهي نيروهاي عشايري ، بسيجي ، مردمي ، سپاهي در برابر هجوم ارتش بعث پرداخت . از فرماندهان سپاه ايلام
شركت در عملياتهاي بيت المقدس والفجر مقدماتي ، فتح المبين ،محرم ، والفجر 3

كسي كه دشتهاي دهلران ، مهران ، فكه موسيان و زبيدات دلاوري ها و رشادتهاي او را در قلب خود به يادگار دارند واستواري گامهايش را گواهي مي دهند
اوكه تكبيرهاي رسا و دلنشينش بر بلنداي قله قندي و حمرين ورد زبان افلاكيان است
او كه مژده پرواز خود را از كروبيان شنيده بود و حجله شهادتش ار از قبل بر پاكرده بود آري هدايت يگانه پسر خانواده بود كه در راه وصال معبود ره صد ساله رايك شبه چه زيبا و عاشقانه پيمود
وصيت نامه شهيد صحرايي كه درعمليات محرم نوشته است و در آن عمليات زخي شده است
سلام عليكم سلامي كه الان در قلب من است و از نزذيك انبيا و اوليا را مشاهده مي كنم سلامي كه از خشم توفنده مجاهدان راه خدا و از ميان دود و آتش خمپارهاي دشمن برمي خيزد بر شما باد
مادرم با اينكه من تنها فرزند ت بودم عاطفه پسري و مادري بجا و لي امام اين نايب برحق مهدي (عج) امامي كه ميليونها انسان مستضعف قلبشان براي او در تپش است برخود ديدم كه لباس پاسداري كه همان لباس شهيدان تاريخ ار هابيل تا انبيا و از انبيا تا شهيدان صدر اسلام واز صدر اسلام تا فاجعه 7 تير و از آن تا شهيدان عملياتهاي افتخار آفرين اسلام است برتن كنم . مادرم ببخشيد كه بعد از من ديگر فرزندي نداري وقتي به ياد من مي افتي بياد كربلا و ليلا و زينب (س)بيفت و صحنه كربلا و به اسارت رفتن اهل البيت را مشاهده مي كني تسكين پيدا مي كني به خواهرانم وديگر رهروانم آخرين تذكر را مي دهم كه امام و يارانش را تا پاي جان ياري كنيد و نماز و روزه را به پا داريد و پشتيبان انقلاب اسلامي باشيد مادر من الان آماده ام حملاتم را به دشمن شروع كنم تا به آنها بفهمانم كه اشغالگر كيست و اسلام چگونه است و من همان موقع كه لباس پاسداري برتن كردم مي دانستم كه جسم پاره پاره ام به دست شما نمي افتد و مدتها در دشتها از نظرهال پنهان مي گردد اين همه كارها فقط جهت رضا و رضايت خداست سلامم را به خواهرانم يك به يك مي رسانم و براي من دوسال نماز و سه ماه روزه اجير بگيريد 11 / 8 / 61
وصيت نامه شهيد صحرايي كه درشب عمليات والفجر 3 نوشته شده است :
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم برحمتك في الصالحين فادخلنا في عليين فارفعنا قتلا في سبيلك مع وليك فوق لنا :
امام جواني براي من مطرح نيست جواني براي من مطرح است كه در آن اسلام حاكم باشد با سلام و با درود بيكران به رهبرم اين خشم توفنده ميليونها مسلمان
يلام مادرم با اينكه ترا نديدم وحال در جبهه حق عليه باطل هستم نمي توان بار ديگر شما را ببينم معذرت مي خواهم من اينجا آمده ام تا امامم بقيه الله را ببينم چون عاشقي هستم دنبال معشوقه ام مي گردمآتشي در قلب من جاريست كه هيچ كس نمي تواند اين آتش را خاموش كند مگر جهاددر راه خدا . مادرم و خواهرانم در مرگ من ناراحت و گريان نشويد و سياه نپوشيد چون جنگ جنگ است چون شرف و عرت و ناموس ما در گرو همين جنگهاست همچجنان كه امام علي ()مي فرمايد بخدا قسم اگر شما امروز از مقابل شمشيرها و حمله دشمن بگريزيد از كيفر شمشير آخرت در امان نخواهيد ماند مادرم هيچ كس نمي ميرد مگر به اذن خداوند انسان مي ميرد پس چه بهتر جهادكردن در راه خدا و شهادت در راه او .دوستان و هم مكتبانم بدانند من مانند روزه داري بودم كه روزه دار هنگام غروب افطار مي كرد و نيرو مي گرفت و شاد مي شد من مانند اويم در راه خدا مادرم . ولايت فقيه نوري است كه خفاشها طاقت ديدن آن را ندارند دائيم وصي من است و آنچه دارم تعلق به او مي گيرد و مهين آزاد ايت و مي تواند در سرنوشت خودش تصميم بگيرد و به او بگوييد اگر با اوصحبت نمي كردم بخاطر اين بود كه دستورات خدا وائمه اجرا مي كردم و بجاي من از او معذرت بخواهيد
وبعداز من مي تواند ازدواج نمايد چون من عروسي كرده ام وحال صداي تكبيرهاي ملائك ورگبار مسلسلهاي دشمن مرا به حمله بدرقه مي كنند و افراديكه مرا همراهي مي نمايند در زير رگبار مسلسها جان مي دهند علاقه داشتم خواهرانم در اين صحنه شركت داشتند تا ببينند ياران خميني و تظران بقيه الله حجه ابن الحسن چگونه عاشق شهادتند شما هيچ گونه امربمعروف و نهي از منكر از ياد نبريد . نماز به پا داريد كه بلندترين فريادهاست مادرم مي دانم بعد از مرگ من فرزندي (پسري) نداري ولي خدا يار و ياور شماست و به تو به صبر عنايت مي فرمايد من به نداي امام حسين زمان زمانم لبيك گفته ام ودر ركاب او در حال جنگيدن هستم علاقه داشتم بار ديگر ترا ببينم وشيرت را حلالم كني واگر روزگاري باعث اذيت و آزاذ شما شدم مرا ببخشيد وطلب مغفرت برايم بنماييد و هنگامي كه مرا دفن مي كنيد چند تا يا صاحب الزمان و دعاي فرج( اللهم عظم البلاء) را تو يگوشم ويا در روي قبرم بخوانيد تا فرج امام زودتر بدادشيعيان برسد علاقه داشتم كه در كنار شهيدان كربلا دفنم كيد ولي چون رفت و آمد نيست دركنار پدرم دفنم كنيد و هميشه براي من صدقه بدهيد من اين وصيت كه مي نويسم علاقه دارم كه هرچه زودتر حمله شروع شود تا به ديدار لقاءالله بروم هميشه امام را دعا كنيد و پشتيبان روحانيت باشيد تا فريب نخوريد
فرزند تو : هدايت صحرایی
...
نامه آخر
غروب آفتاب 10/5/62 در فرخ آباد مهران ودر ميان رزمندگان شير دل آماده عمليات والفجر3 واقعا ديدني بود شهيد هدايت به آن خيره شده كه انگار ديگر اين غروب را نمي بيند و يا اينكه غروب آخرينش فرارسيده است بايد قبول كرد كه غروب آفتاب در يك هواي صاف آنهم وقتي درميان بچه هاي گردان 505 محرم باشي دوچندان زيباست به سراغش رفتم بعد از يلام و احوالپرسي نامه اي بمن داد و گفت : يوسف به دهلران مي روي ؟ گفتم بله . گفت : اين نامه را به مادرم برسان و بگو كه هدايت فردا مي آيد من هم روز بعد 11/5/62 با كمي تأخير ثبل از رسيدن به روستاي بيشه دراز كه محل سكونت ايشان بود دايي شهيد ياري صحرايي را ديدم كه حامل خبر شهادت شهيد هدايت بود گفت :ايشان شهيد شده است . آري هدايت در تاريخ موعود به نزد مادر برگشت اما اين بار با تني خونين و براي وداع آخرين (يعني آسماني شدن )
همرزم شهيد (شهیديوسف نطري )


