طغیان رودخانه دویرج
در اثر طوفان شدید ورگبارهای سیل آسای عصر همان روز (10/8/61)،ابتداء سیلابهای جاری شده از رشته " ارتفاعات حمرین وتنیه"ودشت های اطراف باسرعت به داخل رود خانه دویرج سرازیر شده بود وبستررودخانه رامالا مال ازسیلاب کرده بود همزمان با ورود یگانها به لب رودخانه یا کمی بعد از آن جریان سیلاب هم ازراه رسیده بود وعبور یگانها را دچار اختلال کرد.این سیل ساعاتی بعد تا حدودی فروکش کردولی جریان سیلاب اصلی که از ارتفاعات آبدانان ، اناران ، دینارکوه،چیلاتف بیات، وسایر رده ها وشیارها ی دامنه غربی کیبر کوه سرازیر شده بود،نزدیک صبح به محل عبور رزمندگان رسید وهر لحظه بر مقدارآن افزوده می شد. طغیان ورد خانه به قدری شدید بود که سقتمی از درخت زار ساحل رودخانه را در بر گرفت وپل چم هندی را ویران کرد وپل چم سری را شکست.وقسمتی ازگوشه شرقیآن را در زیرآب فرو برد.اوج شدت سیلاب وطغیان رود خانه را ساعت 6الی 16روزیکم عملیات درمحدوده چم سریمشهود بود .این سیل درختان زیادی را ازبیخ کندودرمسیرجریان آب به جلو حمل می کرد .تنه وشاخ وبرگ درختان حمل شده ،دهانه پل چم سری را مسدود کرده بود وآب ازروی پل گذشت.آن شب که گردان ما احتیاط بود،ماردانتظار بودیم ولی دوراز صحنه سیل وعبور رزمندگان ،ندیدیم بر افراد عبورکننده چه گذشت.اما از گردان 182 این گزارش دریافت شد کهگروهان سوم به فرماندهی ستوان یکم مرتضی زرکش وقسمتی ازیگان ادغامی با گروهان او از تیپ اما م حسین(ع)نیروی تامین دشمن رادرشرق پل چم سری منهدم وازرود خانه عبور کرده اند ودرحال نبرد با عناصر دشمن درخط دفاعی او هسنند.شایع بود که دشمن در حوالی نهر عنبر ،آب دویرج را در پشت سد هدایت کرده تادر زمان نیاز دریچه سدرا بگشاید وطغیان اب ان سد رودخانه را غیر قابل عبور ماید.ازطرفی گفته می شد نیروهای خودی ردحوالی موسیان کانالهایی احداث کرده اند تاروز عملیات آب را به داخل کانالهاروانه کنند.تارود خانه کم اب یا موقتاً خشک شود. البته وجود کانالهای کشاورزی در حوالی موسیان ،یک کاانل انحرافی در نهرعنبر ویک سد درحوالی فکه که توسط دشمن احداث شده بوداز نجانب مسئولین اطلاعاتی وبعضی از فرماندهان تایید می شدمن تاسالهای بعد به آن نقاط نرفتم وحقیقت برایم روشن نشد ،اما با توجه به اینکه تعدادی از ینروها توانسته بودند دریاعت اولیه ازرود خانه عبورکنند ،این نظریه را تقویت می کند که سیل بند خودی تا حدودی مفید واقع شده وبرای ساعاتی توان کنترل آب را داشته است.صدای انفجار به گوش می رسید و تبادل آتش انواع سلاحها لحظه ای قطع نمی شد. ازطرفی بحث عبوررودخانه بصورت رمز وگاهی آشکارادرشبکه بیسیم مطرح بودومشخص شد که عبوراز رود خانه غیر ممکن شده است. اینک تعدادی از افراد کهقبل از رسیدن سیلاب به محل مربوطه ،ازرودخانه عبورکرده بودند باینرواهی خط مقدم دشمن وارد بنرد شده بودندوتعدادی ایثارگ و از جان گذشته که پیروزی درعملیات وتحقق اهداف را برحیات خود ترجیح داده بودند،دست به دست هم داده تا بتوانندازرودخانه عبورکنندبه کمک یاران خودکه نیروی کوچکی درمقابل دشمن مجهز به حساب می آمدندبشتابند،اما امواج خروشان سیل،قدرتمندتراز آن بود که تصورمی شدشدت وسرعت سیل درتخان را زابیخ می کندوحتی اگر پل وسدی درمقبلش بود منهدم می کرد.بنابراین حرکت گروهی افراد درمقابل یان سیل مقاومتی ناچیز بود.ومتاسفانه تعدادزیادی ازجوانان متعهدوفداکارطعمه سیلاب گردیدندودررودخانه غرق وخفه شدند.افرادی که شناگربودندوبه فن سوارشدن بر امواج آشنایی داشتندگرچه سلاح وتجهیزات خودرازا دست دادندولی پس از طی مسافتی روی آب توانستند خودرا به ساحل برسانند ونجات پیداکنند.پوتین ،کلاه آهنی ،تفنگ،کوله پشتی وسایرالبسه وتجهیزات تعدادزیادی ازسربازان وبسیجیان طعمه سیل شد.طبوریکه تیپ 84 برای تجهیز مجددآن تعدادی که نجات پیدا کرده بودند،بطوراظطراری از تجهیزات سهمیه ویاذخیره سایریگانهاازجمله گردان 135 و244تانک،توپخانه وقرارگاه تیپ کمک گرفت.این سیل عجیب وویرانگرگردانهای 182 و802پیاده وچندگردان بسیجی رابامشکلات عدیده ای مواجه کرد.ودرچند روز اول عملیات پیشروی آنان رامتوقف وبارکودتوأم کرد وکارایی انان درطول عملیات تقلیل داد.
برگرفته از کتاب " حمرین "
تجاوز جنایتکارانه رژیم بعثی عراق که با حمایت همه جانبه قدرتهای جهانی همراه بود سبب گردید تا ملت ایران بهای سنگین را بابت دفاع از تمامیت ارضی ،حفظ ارزشهای دینی ،فرهنگی ، ملی ،تاریخی و اقتصادی کشور بپردازد.ازجمله :
تعداد زیادی از مردان و زنان این مرزو بوم از پیر و جوان ،رزمنده یا افراد عادی و از اقشار مختلف در میادین نبرد یا صحنه های کار و فعالیتهای روزمره، شهید ، جانباز یا اسیر گردیدند .
تعداد زیادی ادوات جنگی شمال هواپیما ،بالگرد ، تاانک ،خوردرو ، سلاح ،مهمات و منلبع اقتصادی مانند کارخانجات و صنایع ، مزارع و باغات ،ابنیه و اثار تاریخی منهدم شده یاآسیب دیدند
بیش از 8 سال امر نوسازی متوقف شد و بازسازی آثار تخریبی سالیان سال بطول خواهد انجامید
آثار روحی و روانی ان برخانواده های اسیب دیده و افرا جانباز تا مدتها باقی می ماند و هزینه بردار است
در این جنگ تحمیلی و ناخواسته ملت بزرگ ایران از زن و مرد ، پیر و جوان نظامی و غیر نظامی برای دفع تجاوز به مقابله با دشمن برخواستند و 8 سال تمامدر عملیات متعدد و صحنه های مختلف نبردی نا برابر را تحمل و در نهایت دشمن را مجبور به ذرش حق و شرایط ایران برای خاتمه جنگ نمودند . لحظه به لحظه این مدت و قدم به قدم این سرزمین گویای رشادتها و ایثارگریهای هزاران دلاور مردی است که هریک داستانی رد خور و شایسته از حماسه آفرینی های خود دارد . گرچه نویسندگان و محققان محترم به شرح این حادثه عظیم کشورمان پرداخته اند اما دامنه عمل این رویداد ه قدری وسیع که تبیین آن همکاری تعداد بیشتری از علاقه مندان را می طلبد
شهید حسن سیرو و شهید هدایت صیدی نیا دو تن از جونان غیور دهلرانی که در حین پاکسازی مناطق آلوده به مین شهرستان دهلران در منطقه شرهانی (سرزمین عملیاتهای غرور آفرین محرم و فتح المبین) به خیل عظیم شهداپیوستند .
شهید سیرو متولد نیمه آخر سال ۱۳۶۲ در شهرستان دهلران می باشد که تحصیلات خود را تا دیپلم کامپیوتر ادامه داد . وی با تلاش و جدیت درهرصه تحصیل موفق شد سه دیپلم : کامپیوتر ُ نجاری و معماری کسب نماید ولی عشق و علاقه اش به شهدا و خدمت صادقانه در مناطق عملیاتی بالاخره وی را در تابستان ۸۶ به منطقه شرهانی کشاند و به پاکسازی مناطق الوده به مین و بقایای بجا مانده از دوران دفاع مقدس پرداخت که درنهایت درتاریخ ۲۷ تیرماه ۸۶ مهمان سفره شهدا گردید وجاودان شد
شهید صیدی نیا نیز که ۲۲ سال داشت و تحصیلات خود راتا اخذ دیپلم کامپیوتر به پایان برده بود همزمان و درکنار دوست و همراه خود شهید حسن سیرو درمنطقه شرهانی آسمانی شد. یادشان بخیر و راهشان پر رهرو باد /
انها رفتند . مینکوب شدند تا مابمانیم . واسلام بماند . خواسته همه شهدا این بود : اسلام متعلق به همه است و ایثار بزرگ و کوچک نمی شناسد.
خیابانهای دهلران هیچگاه تشیع باشکوه پیکر مطهر این عزیزان را از یاد نخواهند برد. و مردم این شهرستان نیز با برپایی مراسمی در خور شان در حق این عزیزان سنگ تمام گذاشتند.
وعده ما پنج شنبه ۲۷ تیر ماه ۸۷ (سالگرد شهیدان) . ساعت ۹ صبح مسجد جامع دهلران - ۳۰/۱۶ عصر مزار این شهیدان عزیز در جوار امامزاده سید اکبر در ۱۵ کیلومتری شهر دهلران
خاطرات سرهنگ پرویزشرفیان از عملیاتهای محرم و والفجر1 در شهرستان دهلران
اینجانب سرهنگ پرویز شرفیان که درعملیات محرم(آبان 61)وعملیات والفجر 1(فروردین ماه(62) بادرجه سروانی فرمانده گردان 111تیپ 84خرم آبادبودم بخشی ازخاطرات خودرابه اختصار بیان می کنم
1..عملیات محرم
درآن زمان فرمانده تیپ مستقل 84راسرهنگ پیاده اسکندربیرانوندبرعهده داشت وقراربودتیپ عملیات را درسه محور هدایت نمایدلکن بعلت بارندگی شدید وجاری شدن سیل وطغیان رودخانه دویرج پیشروی از دومحور میسر نگردید وتنها از محوری زبه اجرادآمد که گردان تحت فر ماندهی اینجانب درآن عمل می کرد:
باینک چگونگی عملیات:
گردان پیاده که باگردانی از تیپ امام حسین(ع)ادغامی عمل می کردحدود ساعت 7شب ازمواضع اولیه حرکت کرده وودرحدود ساعت 9شب باعبورزا خط پدافندی خودی پیشروی بسوی هدف هارا آغاز نمودهنگام پیشروی یک نفر مترجم زبان عربی ویک نفرراهنماکه هردوازبومیان محلی بودند گردان را به سمت هدف راهنمایی می نمودند.مأموریت گردان ادغامی تصرف پل چم سری ،پاکسازی جاده چم سری به سوی سه راهی العماره وادامه تک تاارتفاعات حمرین بود .حدود ساعت 11شب به پل چم سری رسیدیم که درآن موقع قبل از رسیدن یگان به پل ، دشمن آنرا منفجر کرده بود و به علت بارندگی شدید و ورود جریان سیلاب عبور از رودخانه مشکل گردیده بود . جهت تسحیل عبور رزمندگان توسط یگان مهندسی ارتش یک پل آماده در کنار پل تخریب شده چم سری نصب و آماده بهره برداری گردید ؛ لیکن سیلاب جاری شده مقداری از روی پل را پوشانید و زیر آب فرو برد دراین موقع نور گلوله های منور دشمن ، منطقه را روشن کرده بود و افراد ما و بسیجیان با کمک طناب توانستند از روی پل عبور کنند و به طرف هدف پیشروی نمایند . راهنمای محلی و یک نفر سرباز به عنوان تأمین در جلوی یگان حرکت می نمود ند که در حین حرکت با مین دشمن برخورد نمودند سرباز تأمین پای راست خود را در این حادثه از دست داد ؛ سریعاٌ خود را به باتای سر وی رسانیدم ؛ آن سرباز شجاع به من گفت : شما به راه خودتان ادامه دهید دست علی به همراهتان ، من آخرین لحظات عمرم می باشد . از این حادثه تلخ بسیار ناراحت شدم .
دراین فاصله افراد ما یک نفر از سربازان دشمن را دستگیر نمودند ، فرد اسیر از ما امان خواست و تقاضا نمود که او را نکشیم ؛ این فرد اسیر اظهار داشت که معبر میدان مین را می شناسد و در صورتی که او را امان دهیم ما به سلامت از میدان مین عبور داده و به طرف مواضع نیروهای دشمن هدایت خواهد کرد . با راهنمایی آن فرد ، ما به ستاد عملیاتی دشمن رسیدیم همه را کشته یا اسیر نمودیم و بعد با برقراری تأمین دو طرف جاده به پیشروی خود ادامه دادیم.
لازم به یاد آوری ا ست در این عملیات ستوان احمد صفایی که فرماندهی گروهان یکم گردان 111را عهده دار بود ،درهمه جا همراه من بود و ضمن اداره یگان خود، دستورات مرا نیز به مورد اجرا می گذاشت . به پیشروی ادامه دادیم تعداد زیادی تانک و نفر بر و خودرو آیفا و بنز سالم از دشمن به غنیمت گرفتیم . در این عملیات برادران سپاهی به فرمانده گردان وگروهان های ادغامی ما را بر عهده داشتند. کمال همکاری و صمیمیت را به خرج دادند و در تخلیه اسرا کمک شایانی به گردان کردند.
صبح روز اول عملیات ، جنا ب سرهنگ بیرانوند فرمانده شجاع تیپ همراه معاونش جناب سرهنگ اسدالله حیدری به خط اول آمدند وپیروزی را به اینجانب تبریک گفته و فرمودند فقط از محور شما پیشروی انجام گرفته شده است . گردانهای دیگر امشب وارد عملیات می شوند و عملیات را گسترش میدهند و اینچنین هم شدو شب بعد مرحله دوم عملیات انجام گردید .چون گردان 111 در پیشروی خود " ارتفاعات حمرین " را پشت سر گذاشته و به دشت رسیده بود بنابراین صبح زود به کمک لودرها خاکریزبزرگی جهت جانپناه وحفظ مواضع ایجاد کردیم بنا به دستور تیپ گردان 111 غروب روز دوم عملیات خط متصرفی را به یکی از گدانهای دیگر تحویل داد و آماده اجرای مرحله سوم عملیات یعنی آزادد سازی ارتفاعات منطقه چم هندی گردید . شب سوم عملیات که گردان 111 به طور مستقل و بدون کمک یگانهای سپاه عمل می کرد طی یک در گیری شدید با نیروهای عراقی که در سمت چپ ما قرار داشتند موفق شد منطقه را از لوث وجود دشمن پاکسازی نماید . ما به پیشروی خود ادامه د ادیم و تا نزدیکی پاسگاه " بجلیه " و ارتفاع 178 رسیدیم و گردان را در ارتفاعات " چم هندی " بخط پدافندی آرایش داده و تحکیم هدف نمودیم . ساعت 8 صبح انروز جناب سرهنگ حیدری معاون تیپ از خط پدافند گردان بازدید نموده و اینجانب را مورد تفقد قرار دادند بعد از برگشت آنان ما همچنان مشغول تجکیم مواضع بودیم که مورد اصابت ترکش گلوله خمپاره انداز قرار گرفتم و به اورژانس تخلیه شده و ازآنجا به بیمارستان نکویی قم اعزام گردیدم
عملیات والفجر 1
منطقه عملیات گردان در محدوده " پیچ انگیزه " تا ارتفاع 112 تعین شده بود این عملیات نیز بصورت ادغامی با سپاه پاسداران انجام شدو گردانی از یگانهای لشکر محمد رپسول الله (ص) برای اجرای عملیات در فروردین ماه 1362 با گردان 111 ادغام گردید تا دریک محور واردعمل شوند.چند شب قبل از آغاز عملیات جلسه ای در حضور جناب سرهنگ شریف النسب فرماندهی تیپ مستقل 84 ف برادر چراغی فرمانده لشگر عملیات 27 و با شرکت فرماندهان گردان تشکیل گردید؛ موضوع جلسه انتخاب فرماندهان گردان ادغامی از بین فرماندهان سپاهی و ارتشی بود پس از بحث وبررسی به این نتیجه رسیدند که فرمانده گردان ادغامی باید کسی باشد که همراه یگانهای تک رو ودر خط مقدم حضور مستقیم داشته باشد نه اینکه در پاسگاه فرماندهی باقی بماند و دورتر از خط نبرد یکم درگیری یان را هد ایت کند. من این شرط را پذیرفتم و بعنوان فرمانده گردان ادغامی ارتش و سپاه انتخاب شدم و دو نفر از برادران پاسدار به اسامی فراهانی و بختیاری در نقش معاونین م تعیین گردیدند تا در خط مقدم مرا یاری نمایند . سروان حسین نعیم معاون سازمانی گردان 111 نیز مسئولیت هدایت سلاحهای سنگین و عناصر تدارکاتی گردان را عهده دار گردید زیرا در شب عملیت حمل سلاحهای سنگین و پشتیبانی به جلومقدور نبود . زمان اجرای عملیات آغاز گردید و سر شب از مسیر جاده ای که دشمن آنرا احداث کرده و مقداری آسفالت نیز روی آن ریخته بود حرکت کردیم این جاده را دشمن" خط التعزیر" نامیده بود . که در عملیات فتح المبین از بخشی از آن عقب نشینی کرده بود پس از طی جاده مذکور به خطوط پدافندی دشمن نزدیک شدیم ابتدا نیروهای تأمینی دشمن را غافلگیر نموده و تعدادی را به اسارت گرفتیم پس از آن به مبدان مین رسیدیم . مسئولین تخریب سپاه باکمک گروه مهندسی گردان معبری در میان میدان مین ایجاد کرده و بانوارهای راهنما انرا مشخص نمودند وگردان از آن معبر پیشروی نمود طول معبر در میدان اول حدود 250متر بود از آن عبور کردیم و پس از 200 متر طی مسافت به میدان مین دوم رسیدیم که معبر ایجتد شده دران هم حدود 250متر طول داشت . بعد از آن بهع سیم خالدردار رسدیم که سخت ترین کار تخریب چی ها بود و برای باز کردن و عبور از آن زمان زیادی وقت ما گرفته شد زیرا دربعضی از جاها عمق موانع سیو خاردار 7100 تا 900 متر متغیر بود پس از عبور از این موانع به کانالی رسیدیمن که حدود 2 متر عمق و حدود 4 متر عرپض داشت و داخل آن نیز مین گذاری شده بود کانال پاکساری شد و با استفاده از نردبان یگانها از آن عبور نمودند چون تک کشف شده بود درتمام این مدت زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار داشتیم و بعلت نزدیکی به نیروهای دشمن توپخانه اش نمی توتانست به دقت ما را هدف قرار دهد در نتیجه تلفات ما کم بود اللبته سیستم موانع دشمن خیلی وقت ما را گرفت و عبور از ان به درازا کشید به کمک منعونین خود درخط مقدم نیرئوها را برای پیشروی به سمت هد فهدایت می کردمتا به تپه 112 رسیدیم .درآنجا علاوه برآتش توپخانه دشمن بااتش شدید سلاحهای کالیبر کوچک مانند دوشکا و تیربارهای کلذاشینکف رو رو شدیم بطوری که پیشروی بیش از پیش برای یگان ما دشوار گردید در اآنجا بود که از آموخته های نظامی خود استفاده کرده و گروهانهای گردان را از دو جهت وارد عمل کرده و با آتش و حرکت نیروهای دشمن را سرکوب کردیم . وبا وجود اینکه آنها از نظر محل استقرار بر ما اشرافیت داشتند پس از یکساعت در گکیری برآنها پیروز شده هدف را تصرف کردیم و تعداد یاز آنها را اسیر کرده یاکشتیم و بقیه نیز هدف را رهاکرده و عقب نشینی کردند بلافاصله هدف را تحکیم کرده و از کانالهای بسیار جالبی که دشمن احداث کرده بود برای استقرار گرذدان و گرفتن جانپناه استفاده کردیم
حدود ساعت 10صبح سرهنگ شریف النسب از خط مقدم گردان دیدن نمود و این پیروزی عظیم را به من و همه رزمندگان اسلام تبریک گفتنت من از شجاعت فرمانده تیپلذت بردم و سرکشی او روحیه خوبی در بین رزمندگان بوجود اورد کمی از پس ازو مراجعت فرمانده تیپ و همراهانش دشمن با جمع اوری نیروهای متفرق شده خود و با کمک های یگانهای تازه نفس خود پاتک خودارا اغاز کرد و در ساعت 11 صبح منطقه گردان را به جهنمی از آتش تبدیل نمود تعرضات دشمن پی در پی مداوت داشت بطوریکه تا ساعت 3 بعد از ظهر 9 بار بروی نیروهای ما پاتک اجرا نمود . اجرای پاتکها توأم با آتش شدی توپخانه سنگین تا غروب ادامه داشت باتاریک شدن هوا فعالیت خدمه سلاح سبک دشمن بیشتر شد و تنفرببرهای زرهی او تظاهر به پیشروی نمودند کخ رزمندگان شجاع گردان اجازه پیشروی به آنها نداند . خستگی ناشی از عملیات شب گذشته و سرتاسر روز توان را از همه گرفته بود و اجرای آتش دشمن مهلت استراحت را به کسی نمی داد و همانشب از توپخانه خودی تقاضای آتش متقابل نمودم که در اثر رهانماییهای من رگبارهای کاتیوشای خودی موضع دشمن را هدف قرار داده و آتش موثر آن تیربارهای دشمن را خاموش کرد . باآغاز روز بعد تیر اندازهای توپخانهو پاتک دشمن از سر گرفته شد بطو.ریکه تلفات سنگین به نیروهای گردان ما وارد شد آب شآشامیدنی نیز به اتمام رسیده بود زیرا بعلت حجم زیاد آتش توپخانه وسایر سلاحهای زمینی و هوایی دشمن رده عقب قادر به تدارکات مافی آذوقه ومهماتنبود مجروحین و شهدا هم تخلیه نمی شدند از طرفی دشمن با نیروهای تتازه نفس خود به پاتکهای مرگبار ادامه میداد. سعی داشتم با کمک معاونین خود و با استفاده از جاده ایکه "زیر جبل فوقی " قرار داشت یگان را به ارتفاعات سرکوب ترببرم ولی دشمن به شدت مقاومت می کرد ومانع می شد در آن موقع که آب تمام شده بود تعدادی از بسیجی ها به من مراجعه کرده وتقاضای آب نمودند من که بسیار ناراحت بودم ناخودآگاه گفتم :از جاده مال رو بروید جلو . درانجا چاه آبی است از آن چاه آب بردارید این مطلب را بدن آگاهی از وجود چاه آب بر زبان آوردم . و صرفا بخاطر اینکه در آن شرایط آنها را امیدوار کنم . یا به بیان دیگر چون قادر به جوابگویی نبودم برای قانع کردن موقت آنها و طفره رفتن این مطلب را بیان کردم ولی ساعتی بعد در کمال تعجب دیدم که بسیجی ها و سربازها با قمقمه های پر از آب می آیند وبه منهم که تشنه بودم آب دادند پرسیدم آب از کجا آوردید؟ گفتند:شما خودتان به ما آدرس دادید .
آن روز در اثر پاتکهای متوالی دشمن داخل کانالها پر از جسد شهدا ، مجروحین گردید به نحوی که خاک کانالها از خون رزمندگان رنگین و به گل تبدیل شده بود حتی پوتینهای من به گل خون آلود آغشته گردید بدترین موقعیت تاریخ زندگی من فرا رسیده بود و از خداوند مدد می خواستم . حدود ساعت 3 بعد از ظهر بود تیمم کردم و داخل همان کانالها به حالت نشسته مشغول نماز شدم . جنازه سرباز خوش قدو قامتی در مقابل و در نزدیک من بر روی رمین نقش بسته بود پس از ادای نماز نگاهی به جسد انداختم و برایش ارزوی مغفرت نمودم روز 22 فروردین 62 در حالیکه با بی سیم دستورات لازم را به نیروهای رزمنده صادر می کردم مورد اصابت ترکش گلوله توپ قرار گرفتم . تکه ترکش به فک و سمت راست چانه ام برخورد نمود بطوریکه باعث بی هوشی من شد وقتی که به هوش آمدم خود را رد بیمارستان امیر اعلم تهران بستری دیدم .
منبع: کتاب " حمرین " نوشته سرتیپ2ستاد علی عبدی بسطامی
تنظیم و گردآوری : مدیر وبلاگ شرهانی
شهدا چه می گویند :
عبدالرحمن احمدي
از تمامي اوامر گهربار حضرت امام خيمني پيروي و اطاعت نماييد. دستورهاي ايشان را مو به مو اجرا كنيد. قدر رهبر را حتمأ بدانيد و الا خوف آن مي رود كه در صورت عدم قدرداني از رهبر و ولايت فقيه، مشمول عذاب الهي شويد، تمامي عمرنالايق بنده، فداي يك لحظه عمر امام خميني باد.
محمد بروجردي
وجود امام براي ما معيار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنيا و آخرت است و من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريانهايي كه بين مسلمين سعي در به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن دارند به مراتب حساستر و سخت تر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست.
علي صياد شيرازي
دستهاي شياطين در جامعه ما دارند خودشان را نشان مي دهند، هجمه هاي فرهنگي دارد در جامعة ما رسوخ پيدا كند به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، اين هجمه ها مهمترين سرمايه هاي ما را هدف قرار داده اند و آن هم ايمان ماست ايمان كه سرمايه ما بود و براساس آن خيام عطيم انقلاب اسلامي را پشت سر رهبر كبير انقلاب اسلامي به ثمر رسانديم. ايماني كه ما به اصلي ما بود و ما را در هشت سال دفاع مقدس در مقابل دشمنان اسلام سر افراز كرد. اين ايمان امروز در معرض هجوم است
سيد محمد علي جهان آرا
انقلاب بيش از هر چيز براي ما يك ابتلاي الهي و يك آزمايش تارخي و اجتماعي است و در جريان اين ابتلا بايد رنج، محروميت، مصايب و ناملايمات را با آغوش باز بپذيريم و در برابر اشوبها و فتنه ها با خلوس نيت و شهادت بايستيم و از طولاني شدن اين ابتلا و افزايش رنجها و سختيها و ناملايمات نهراسيم، زيرا علاوه بر اينكه خود را از قيد آلودگيهاي چركين و وابستگيها پاك و خالص مي كنيم، انقلابمان و حركت امت شهيد پرور عميق تر و استوار تر مي شود و از انحراف و شكست مصون مي ماند.
محمد قنبرلو
(1)عزيزانم بدانيد كه دفاع از ولايت فقيه و مقام معظم رهبري آيت ا... العظمي خامنه اي دفاع از علي (ع) و فرزندان اوست و اين محقق نمي شود جز با تلاشي صادقانه در اجراي او امر برحق ايشان. (2)سعي پدران و مادران و مخصوصأ معلمين بايد بر اسلامي تربيت كردن فرزندان انقلاب باشد، و اين از مسائل بسيار با اهميت براي اسلام و مملكت اسلامي ما است. (3)وصيت من اين است كه پيرو انقلاب و روحانيت باشيد و نگذاريد مردم به روحانيت بدبين شوند. اين باند بازيها و خط بازيها را كنار بگذاريد و هميشه برادرانه و متحد باشيد كه اگر خداي ناكرده اختلافي بين شما بيفتد، ضربه سختي به انقلاب وارد مي شود.
باسلام خدمت کاربران گرامی
این مطالب زیر رو دوست گرامی جناب آقای محسن... که البته فامیلیشونو نمی دونم تو پست نظرات برام گذاشتند دیدم مطالب خوبی هست حیفم اومد اونا رو پشت پرده بذارم و به خلق الله نشون ندم از محسن جون متشکرم و از شما دعوت می کنم که اگه مطلبی داشتید که به درد مخاطبین وبلاگ شرهانی بخوره اونو برام سند کنید ممنونم 
امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.
در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.
مرا ازدعاي خيرتان بي بهره نفرماييد.
موفق ومويد باشيد.

جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام نشدنی است

برکات جنگ از دیدگاه امام خمینی (ره )
هر روزما درجنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم
ما انقلابمان را درجنگ به جهان صادر نموده ایم
ما مظلومیت خویش و ستم متجاوز را در جنگ صابت نموده ایم
مادرجنگ پرده از تزویر جهان خواران کنار زدیم ما درجنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته ایم
ما درجنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم 
ما در جنگ ابهت دوابر قدرت شرق و غرب را شکستیم
ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در باطن یکایک مردممان بارور کردیم
ما در جنگ ریشه های پر بار انقلاب اسلامیمان رامحکم کردیم
ما در جنگ به مردم جهان وخصوصا به مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می توان مبارزه کرد
جنگ ما کمک به فتح افغانستان را به دنبال داشت
جنگ ما فتح فلسطین و لبنان را به دنبال خواهد داشت

جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند
جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت
تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردارشد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت همه اینها از برکت خون عزیز شهدای 8 سال نبرد بود
جنگ ما جنگ حق و باطل بود وتمام شدنی نیست

{پیش بینی حضرت امام خمینی (ره) :
یک راه برای صدام بیشتر نمونده آن هم خود کشی است . قطعا صدام بلایی بدتر از خود کشی به سرش آمد و زمانی که برای محاکمه راه دادگاه و زندان را باچشمان بسته و دسته های در غل و زنجیر می پیمود ود رآخر ریسمان جانگیری از نفرین و مرگ بر صدام مادران و پدران و فرزندان شهداو یتیمان و مردم مسلمان ایران که در سر نمازها از ته دل می گفتند ،بر گردنش آویخته شد و گفته امام خمینی (مرگ با ننگ و ذلت ) نصیبش شد }

جنگ ما جنگ فقر و غنا بود
جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد چه کوته نظرند آنهایی که خیال می کند چون در جبهه به آرمان نهایی نرسیده ایم پس شهادت و رشادت و ایثار و از خود گذشتگی وصلا بت بی فایده است در حالیکه صدای اسلام خواهی آفریقااز جنگ 8 ساله ماست علاقه به اسلام شناسی مردم در امریکا و اروپا وآفریقا یعنی در کل جهان از جنگ 8 ساله ماست

مگرفراموش کرده اید که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نه حصول نتیجه
خدا کند که درب شهادت دراین دنیا بسته نشود خوشا بحال آنانکه رفتند بدا به حال ما که ماندیم
و من امروز رسما عذر خواهی می کنم از پدران و مادران و خانواده های شهدا بخاطر تحلیلهای غلطی که از جنگ شده است
خدا خمینی را در کنار شهدا بپذیرد




