مهمان یک ساله شرهانی

برگزاری جشن تولد کودک یک ساله در معراج و در جوارشهدای گمنام شرهانی دهلران:
ابوالفضل نظری 
کودک یکساله دهلرانی فرزند یکی از یادگاران دفاع مقدس
جشنی متفاوت ازهم سن و سالان خود
با فضایی متفاوت و سفره ای متفاوت بدور از هیاهوی دنیا و سکه و کیک تواد و هدایای آنچنانی و حتی بدور از اسباب بازی برگزار کرد این کودک تنها با فوت کردن یک شمع در جوار پیکر مطهر شهدای کمنام تفحص در معراج شهدای شرهانی دهلران یکسالگی خود را لبخند زد . پدر این کودک هدف از این کار خود را ارج نهادن و یاد آوری رشادت ها و نام آوری شهدای کمنام شرهانی عنوان کرد و افزود : می خواهم فرزندم از همین الان در حالیکه در گهواره و شیرخواره میباشد در فضا و در مسیر ملکوتی شهدا قرار گیرد . پیام و هدف من از این کار فرهنگی و سنبلیک این است : می خواهم به فرزندانم و به نسلهای آینده این انقلاب بگویم محتاج شهدا بودن سن و سال نمیشناسد .باید راه شهدا، تفکر و اندیشه و مسیر زندگی شهدا را ادامه بدهیم هیچ گاه فکر نکنیم شهدا به تاریخ پیوسته اند و کهنه شده اند . باید در لحظه لحظه زندگی و در نفس کشیدنهایمان به فکر شهدا باشیم و بخواهیم آنچه شهدا خواسته اند و بنویسیم آنچه شهدا نوشته اند و بگوییم آنچه شهدا گفته اند .
من می خواهم فرزندم هرچند سنی ندارد ولی از همین دوران طفولیت و آغاز مسیر زندگی در مسیر شهدا حرکت کند زیرا شهدا مربوط به دوره یا سن خاصی نیستند همه باید به آنها احترام بگذاریم چون تکریم و قداست شهدا مربوط به همگان است شرهانی جولانگاه نبرد و جان فشانی کودکان جوانان و نوجوانان بزرگسالان و حتی ریش سفیدان بود و اکنون نیز باید تمامی ما برای تکریم و فراگیرنمودن فرهنگ شهید و شهادت در جبهه فرهنگی با تهاجمات فرهنگی و با اندیشه های غلط غربی بجنگند
هیچ گاه از شهدا غافل نشویم چون غفلت همانا و سوختن در آتش جهنم همان

پدر این کودک یکساله کسی نیست جز جعفر نظری یادگار دوران هشت سال دفاع مقدس

ناگفته های جنگ:
يادوخاطره اي ازفاجعة تلخ 21تير 1367 درشهرستان مرزي دهلران
بيست ويكم تيرماه 67يادآوريكي ازتلخ ترين حوادث تاريخي دوران دفاع مقدس كشور در شهرستان دهلران است.بررسي اين حادثه ازبعد نظامي وسياسي يا تاكيتكي وهمچنين شرايط خاص جنگ درروزهاي آخر درحوزة فكري ومسؤليت مانيست.وشايد هم تحليل هاي زيادي دررابطه بارويدادهاي سياسي نظامي جنگ بخصوص اين موضوع به رشتة تحرير درآمده است.اما آنچه كه براي بنده به عنوان يكرزمنده ويك روستايي مرزنشين اتفاق افتاده وشاهدقضيه بوده ام واقعة مهمي را به عنوان ناگفته هاي حادثة مذكور با قي گذارده است كه اراية اين مطالب باهدف يادآوري سند مقاومت ومظلوميت شهدا وروستاييان مرزنشين تقديم مي گردد.همان طوري كه درمراكزمطالعاتي وتحقيقاتي جنگ نيز آمده درآخرين روزهاي جنگ تحميلي رزيم بعثي عراق هم اين بار هم باحمايت مستقيم استكبار جهاني وهمكاري گروهك ضدانقلاب وضدخلقي منافقين عمليات هايي در سطح مناطق غرب به انجام رساندكه يكي ازاين عمليات هاازمنطقة زبيدات وشرهاني به سمت جادة شهيد خرازي(كه به عين خوش وجادة مواصلاتي دهلران - انديمشك منتهي ميگردد)آغاز شد

خوب است بدانيد خط حد نيروهاي خودي دراين زمان ازمنطقه چنگوله تافكه تقريبا درنقاط صفر مرزخاك كشورمان بود.كه بوسيلة نيروهاي مختلف سپاه ارتش ژاندارمري پدافند مي گرديد.دركناراين نيروها ودرواقع درخطوط مقدم جبهه روستاييان مرزنشين كه موجب انسداد مرز ودلگرمي وروحية رزمندگان اسلام شده بودنددرحدفاصل جادة " دهلران به مهران ودهلران به انديمشك" سكونت داشتنداين روستاييان عموما ازجنگ زدگان وآوارگان شهر دهلران بودندكه درطول سالهاي جنگ دردل كوه ها ويا روستاهاي متروكه واردوگاه هاي ويژة جنگ زدگان سكونت داشتند.كه هرچندخودفاقد امكانات رفاهي بودنداما عملا به عنوان نيروهاي پشتيباني كننده به حساب مي آمدندوشايداكثريت بالاتفاق جوانان وحتي پيران آنها به عنوان رزمنده دردوجبهة دهلران ومهران درتركيب يگان هاي رزم سپاه به دفاع ازكيان نظام اسلامي مشغول بودندوخانواده هاي آنها درنزديك ترين فاصله ازجبهه گاهي بربلنداي ارتفاعات همجوارروستاهابرنقاط عملياتي اشرافيت داشته وشاهد تبادل آتش توپخانه بودند وچه مادراني كه شب راتاصبح بخاطرديدن فرزندان خوددرميان آتش وگلوله دربيادري سبر مي بردند.ازروز21/4 /67 بنام تراژدي يادشده است.چراكه گرماي آن روز به اعتراف ريش سقيدان منطقه بي سابقه وبده وبادسوزان وموسومي ومعروف اين منطقه (سوير-سموم)كه معني محلي آن هواي داغ وسمي است.آن روز همة منطقه را فراگرفته بوداين شرايط جوي به خودي خود باعث هلاكت آدمي مي شود.بااين وصف دشمن بعثي باسوء استفاده ازشرايط طبيعي مذكورحملة ناجوانمردان خودراازسه محور فكه –عين خوش- چنگوله شروع نمود.وبه سوي دهلران ازدوجناح شرقي وغربي شهرتاخت.استفاده ازسلاح هاي شيميايي بخوصوص درآلوده كردن منابع آبي وچشمه ها وچاه هاي آب درعقب نيروهاوبمباران هوايي ولحژه به لحظة هواپيماهاوهلي كوپترهادرشهر دهلران وموسيان وهجوم تانك هاونفربرها باعث شد كه لحظات اولية آغازاين حمله منجربه اشغال جادة مهران –دهلران ودهلران- انديمشك ودرنتيجه به محاصره درآمدن چندين هزارنيروي رزمنده درخطوط مقدم جبهه هاوروستاييان شود.اين محاصره كه با حركات فاجعه آميزي چون تعقيب نيروها وگسيل آنها به سمت مناظق صعب العبور وبي راهه ها كه امكان دست يابي دشمن از لحاظ ادوات زرهي كمتر باشد گرديد.اين امر از يك طرف به خاطر شدت گرماي سوزان موجب شهادت سربازان اسلام دراثر تشنگي مي گرديد وازطرفي عدم آشنايي آنها به راهها وورودبه دره ها وتنگه ها ونقاط رملي باعث تحليل توان آنان وسردرگمي دربيابانها مي شد.درمناطق رملي فكه وعين خوش درختچه هايي محلي بنام گز وجوددارد كه ازفواصل دور به منزلة سراب نشان ازوجود آب وسبزه مي دهد وقتي وارداين محيط ميشويدهيچ آبي درآنجايافت نمي شود
بيشتر بچه هاخودرابه سمت اين درختچه ها كشانده بودند كه پيمودن راه طولاني ورسيدن به آنجا باعث از پاي درآ«دن آنان مي شد همچنين نيروهاي رزمنده بومي گرچه نسبت به ساير رزمندگان از نظر آب و هوايي مقاومتر يا به كوره راه ها آشنايي داشتند اما اضطراب و تگراني از عدم اطلاع از سرنوشت خانواده هايشان كه در روستاهايي كه خود در معرض مستقيم جنگ بودند امان را از آنها بريده بود در مسير عقب نشيني كه حدود 4 روز به طول انجاميد . هركس بنا بر قدرت و توانايي خود بايد از اين مهلكه نجات پيدا ميكرد ،گاهي افراد در ميان نقاط اوليه جان مي دادند وبرخي راه زيادي را طي مي كردند اما بالاخره گرسنگي و تشنگي بر آ»ها چيره مي شد در مسير راه گاهي دونر يا سه ننفر و گاهي يك گروه را خسته وناتوان را مي ديدي كه توان حمل تجهيزات و سپس لباسهاي تن خود را نداشتند برخي به غارها و دره ها براي يافتن اندك سايه اي پناه مي آوردند و همانجا مي ماندند . از طرف ديگر چون روستائيان مرز نشين بومي چون با رزمندگان ادغام شده بودند در اين عقب نشيني زنان ، مردان و بچه هاي خردسال و سربازان را مي ديدي كه بايستي ارتفاعات صعب العبور را طي مي كردند در ميان روستائيان ديدن افرادي بسيار سالخوره ، نابينا و معلول جسمس بسيار نگران كننده بود يكي از همين افراد نابينا از اهالي روستاي ما بود كه ديگر تحمل راه رفتن را نداشت و ديگران مقداري آب وغذا برايش گذاشتند و او را به امان خدا در اين غار تنها گذاشتند . يا مادري كه دختر بچه خود را در حين بمباران در يك منزلگاه در چشمه آبي به جا گذاشته بود و جزع فزع مي كرد كه راه آمده را براي يافتن بچه اش برگردد . اما كسي او را همراهي نمي كرد يا مادر رزمندگان كه هر لحظه خبر شهادت و يا اسارت بچه هايشان به دستشان مي رسيد ويا بخاطر نيافتن اعضاي خانواده در دلهره و نگراني بودندوبه منزلگاهي كه مي رسيدند دشمن آنها را شناسايي مي كرد وبا بمباران هوايي و توپخانه آنها را آواره تر مي كرد .
تلاش مردم آواره رسيدن به منطقه اي امن به نام "زرين آباد" واقع در شمالي ترين نقطه كوهستاني شهرستان دهلران بود اما قبل از رسيدن مردم ارتش بعث اين منطقه را نيز زير آتش خمپاره و توپخانه قرار داده بود تا اينكه مردم شريف و هميشه در صحنه و عشاير غيور به كمك رزمندگان اسلام آمدند .و در يك نبرد تاريخي بعوان نمود يك مقاومت محلي دشمن را در" ارتفاعات تيناب " با همه ادوات زرهي اش زمين گير كردند و منطقه زرين آباد و نيروها و مرزنشينان آواره از معرض خطر دشمن امان يافتند در اين نبرد نابرابر كه سلاح مردم اسلحه سبك و دشمن تا دندان مسلح بود باهلي كوپتر آنها ار در زير تخته سنگهاي "ارتفاعات تيناب " با تفنگ تير بارهدف قرار ميدادند لطف خدا عيان شد و تعدادي از نيروهاي بعث به هلاكت رسيدند وتانكهاي دشمن در " دشت فصيل " فرار را برقرار ترجيح دادند .
21 تير 136۷ يك فاجعه انساني بود كه متجاوزان بعث بعنوان خبيث ترين انسانهاي تاريخ عامل و خالق آن بودند

مصاحبه و تنظيم :روح الله جام سحر (مدیر وبلاگ شرهانی)



