شهید رحمان عبدالی
در سال 1346درخانواده ای مذهبی در روستای بشه دراز از توابع شهرستان دهلران دیده به جهان گشود در سن کودکی با قرآن انس گرفت و چندین مرتبه در مسابقات قرآنی شرکت و حائز مقام و دریافت جایزه شد .خط یزیبا داشت وگاهی اوقات خوشنویسی می کرد.دارای ذوقی سرشار بود ویکزمان شعری برای بچه های آواره فلسطین سرود که درسالهای جنگ در مجله " جنگ وزندگی "ویژه بنیادوامور مهاجرین به چاپ رسید او با عشق وعلاقه وبا گذراندن دوران نظامی به صف رزمندگان اسلام پیوست وبعنوان معاون یکی از گروهانهای گردان نصراز لشکر 42 قدر منصوب گردید وسرانجام در عملیات کربلای 5 در ظهر روز 9/12/65 درکربلای شلمچه در حنجره سرخش شوری نینوایی نواخت وشعر شهادت را سرود.
ای شباهنگ شهید شب تار دل ما
بی توزار است دراین معرکه کار دل ما
تقديم به سردار شهيدعلي حياتي :
چه برمي ايد از ما؟ :
شبيه آسمان بودي نگاهت تا خدا جاري / شكوفا شد شبي بر شاخه هايت زخم بسياري
من از زخمي كه بر پيشانيت گل كرده فهميدم / بنام عشق معنا مي شود آئين سرداري
هزاران بار اين يك جمله را گفتي به من روزي / كه بايد حرمت خون شهيدان را نگهداري
شما كه نامتان شعر بلند روزگاران است / چه بر مي آيد از ما جز همين شعر و غرل، كاري ؟
اگر چه نيستي نام ترا هر روز مي خوانيم / خدا مي داند آري در دلم اي دوست جا داري
شاعر : عبدالحسين رحمتي


