شهیدجحت درویشی:
درسال 1359در شهر مرزی موسیان از توابع شهرستان دهلران به دنیا آمد سال تولد با آغاز جنگ تحمیلی مواجه شد .جنگ و آوارگی خانواده او را راهی شهرهای مجاور نمودتا سرانجام در شهرک دانیال در کنار دانیال نبی سکنی گزیدند.در طول سالهای کودکی عشق وابمانی عجیب در وجودش جوانه زد.بطوریکه تازه وارد کلاس اول شده بود ،خانواده اش برای زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) عازم شدند .اودر زیر صندلی مادر ،خود را پنهان کرده بود ،تااینکه در خرم آباد مادرش متوجه حضور اودر ماشین می شود .پس ا زآن رو به پدروماردکردوگفت :تت خود مشهد مقدس در بوفه سرپا می استم .موقع برگشتن از او خبری نبود تااینکه فهمیدند در گوشه ای در حال راز ونیاز است.یک روز با گچ سفیدی روی دیوار نوشته بود : شهید حجت درویشی. ویک روز هم موقع برگشتن از مدرسه وسط کوچه دراز کشیده بود و روبه مادرش گفت : ماردمن یک روز اینطور شهید می شوم .مادرش به او گفت : الانکه دیگر جنگی نیست که تو شهید بشوی.
*بعداز ظهر بود که دوست وهمکلاسی اش علی رهنورد.بسراغش امدوبه اوگفت بیا برویم سر مزار شهدا فاتحه ای بخوانیم بعد هم میان سبزه ها چرخی بزنیم .کمی هم درس بخوانیم .آنها فردای آنروز امتحان علوم داشتند.ساعت حدود 4 بعد از ظهر صدای انفجار مهیبی بگوش رسید . انجار معیبی که به تن شهر لرزه برانداخت.و مردم را سراسیمه نمود وبدین گونه پس از مدتی خبر آوردند که دوجوان به شهادت رسیده اندآری حجت درویشی به همراه دوستش علی رهنورد در مورخه 2/11/73 معصومان درکنار هم به شهادت رسیدند و شکوفه های وجودشان در ازدحام ترکشها پر پر شد


