تبليغاتX

 

> شرهانی


برادران شهید لطیف و مجید جامخانه :

شهید لطیف جامخانه در سال 1320و برادرش مجید جامخانه در سال 1331در خانواده ای متدین دربخش موسیان چشم به جهان گشودند انان تحصیلات خود را تا پایان ابتدایی پشت سر گذاشتند آن دو بعلت مشکلات فراوان از ادامه تحصیلات باز ماندند . لطیف بهمراه برادرش بعلت قدعلم کردن در برابر رژیم ستم شاهی و درگیر شدن با رئیس ساواک دهلران در سال 1351 دستگیر و به ایلام منتقل شدندوسپس به خرم آباد  و اهواز تبعید شدند و در زندانهای سیاسی محبوس شدند آنها دراولین جلسه بارای دادگاه ستمشاهی به شش سال زندان محکوم شدند.انها در زندان همیشه اوقات خود را صرف خواندن قرآن و کتب دینی نمودند و همچنین به فعالیتعای فرهنگی خود ادامه می دادند تا جاییکه به زندان انفرادی انتقال می بافتند تااینکه پس ااز سه سال زندان ازاد شده و در تظاهرات و راهپیماییهای مردم دزفول ،دهلران ،موسیان و اندیمشک بر علیه رژیم شاه شرکت کردند.در سال 1357 بهمراه پدرشان به صف جوانمردان ژاندارمری پیوستندو باآغاز جنگ تحمیلی به پاسداری از نوار مرزی موسیا ن پرداختند سرانجام لطیف در حال انتتقال رزمندگان در منطقه عملیاتی نهر عنبر در مورخه 1/7/59 در برخورد با مین دشم ن به شهادت رسید وبرادرش مجید نیز پس از چند روز در مورخه 11/7/59 در مقابله با صدامیان کافر در اثر اصابت 4 گلوله تیر بار به شهادت رسید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387;ساعت 20:42;  توسط جام سحر;  | 

شهيد ملك علي دارايي :

در سال 1324 در حومه شهر دهلرا ن ديده به جهان گشود .در ين خانواده اي پاك  و متدين پرورش يافت از همان كودكي نسبت به مسائل شرعي و ديني خود پايبند بود وپدرش را در كارهاي كشاورزي و دامداري ياري مي داد بعد از مدتي پدر دلسوزش را از دست داد و مسئوليت اودر خانواده سنگين تر شد .در شرايط سخت زندگي . ظلم و ستم حاكم وقت به ناچا رخانواده را به شهر العماره عراق مهاجرت داد . تا بتواند زندگي خانواده را بهتر بچرخاند . پس از چندي متأهل شد ولي خيلي زود در سال 43 بعلت اصليت ايراني بودن و مذهب شريف شيعه داشتن از كشور عراق تبعيد و دوباره به كشور ايران بازگشت در زمان اوج گيري قيام مردم بر عليه حكومت مستبد پهلوي وي همراه با ساير مردم آگاه شهرش در راه پيمايي ها شرك داشت باشروع جنگ و تجاوز عراق به مرزهاي پاك ايران اسلامي وي مجبور شد همانند ساير مردم شهر مهاجرت كند و بهمين خاطر ابتدا خانواده را در شهر آبدانان از توابع استان ايلام پناه داد وخود راهي ميدان جهاد شد در چند عمليات مهم از جمله فتح المبين شركت داشت او پس از چندي در دهلران مسئوليت پدافند هوايي را عهده دار شد كه در زمان مسئوليت وي شجاعتهاي زيادي از خود شان داده بود اماپس ار مدتي جهت شركت در عمليات والفجر 5 به منطقه چنگوله اعزام شد و سرانجام در تاريخ 27/11/62 به جمع شهدا پيوست .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 فروردین1387;ساعت 17:22;  توسط جام سحر;  | 

شهيد جبارنادعلي پو ر:

در سال 1327 در خانواده اي مستضعف و متدين در يكي از روستاهاي دهلران چشم به دنيا گشود هنوز هفت بهار از عمرش سپرس نشده بود كه پدر را از دست دادو بعدآن ازنعمت مادر نيز محروم شد او تنها پسر خانواده بود كه با رنج وسختي در كنار عمويش بزرگ شد . تعهد ايمان و تواضع او در ميان اقوام و دوستانش زبانزد بود به اجراي احكام اسلام عشق مي ورزيد بطوريكه در تاريخ 28/9/59 هنگام شكستگي دستش در دفتر يادداشت خود اين عبارت را نوشته بود . : 27 روز نماز قضا بدهكار هستم كه عبارت است از 629 ركعت .

بارها نسبت به پرداخت سهم امام و خمس و زكات چه از قبل ا زانقلاب و چه ا زبعد از انقلاب هميشه پيش قدم بود و آخرين باردر تاريخ  26/5/62 مبلغ 70000ريال بابت سهم امام خود را به نماينده امام پرداخت و رسيد دريافت نمود.او با آغاز جنگ تحميلي داوطلبانه به سوي جبهه ها شتافت وپس از چند سال خدمت داوطلبانه در گردانهاي لشكر 11 امير المومنين (ع) از جمله گردان 505 محرم سرانجام در تاريخ 2/12/62 درعمليات والفجر 5 با رويشي نيلوفرانه نگاهش را به كرانه هاي آبي عشق و شهادت دوخت .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387;ساعت 20:24;  توسط جام سحر;  |