تبليغاتX

 

> شرهانی


یادمان شهدای شرهانی دهلران آماده پذیرایی از کاروانهای راهیان نور

این یادمان بعنوان نقطه ایثار در  پس از عبوراز پادگان دوکوهه اندیمشک از مسیر جاده دهلران پس از سه راهی شهید خرازی قرار دارد.

مسیر جاده تا مقر یادمان کاملآ آسفالت بوده و تمامی امکانات رفاهی جهت پذیرایی از کاروانهای راهیان نور دراین یادمان محیا میباشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387;ساعت 22:26;  توسط جام سحر;  | 

کشف پیکر یک شهید گمنام در محوطه یادمان شرهانی.

جعفر نظری مسول یادمان شهدای شرهانی درگفتگوی اختصاصی با سایت شرهانی بااعلام این خبر گفت : راس ساعت 10 صبح سیزدهم اسفندماه سال جاری درحالی که خادمان شهدا به منظوربهسازی واحداث مکانی بنام دورکعت عشق  آماده کارشدند باتوسل به حضرت زهراء فعالیت خودراآغاز نمودند که درابتدای کار درورودی کانال نفررو درمحوطه یادمان پیکرمطهر یک شهید گمنام را کشف نمودند. وی گفت پیکر مطهر این شهید گمنام هم اکنون در معراج شهدای شرهانی مورد زیارت کاروانهای راهیان نور میباشد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387;ساعت 22:19;  توسط جام سحر;  | 

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

این سلامها رو دوست خوبم کافشین عزیز تو پست نظرات نوشته بود  ضمن تشکر از کافشین عزیز میذارم تو وبلاگ تا من هم سلامی کرده باشم
سلام خدا بر فکه
سلام خدا بر دهلران
سلام بر شرهانی
سلام خدا بر طلائیه
سلام خدا بر هور
سلام خدا بر شلمچه
سلام خدا بر اروند
سلام بر کله قندی
سلام خدا بر هویزه
سلام بر دستهای یخ زده کبوتران کردستان و باختران
سلام بر دوکوهه
سلام بر خور
سلام بر 1 ساعت اینجا نیم ساعت آنجا
سلام بر ابراهیم و مهدی
سلام بر باکری و همت
سلام بر مهرداد و حسین
سلام خدا بر فهمده و عزیز اللهی
سلام خدا بر حجتش و یاوران او در طلیعه قرن ظهور
سلام بر هوای گرفته قمقه های خالی
سلام بر رمل های سوزان
سلام دیوانه شدن ها
و حتی سلام خدا بر خستگی ها
سلام خدا بر اهالی آسمان کاظمین و نجف
سلام خدا بر ساکنان ملکوت کربلا و سامرا
سلام خدا بر لب های ترک خورده ماه
سلام بر نماز های نشسته
سلام بر پهلوهای شکسته
سلام بر بغض ترکیده مجتبی
سلام بر منتقیمن زهرا
سلام خدا بر عارفان غیر معروف
آنان که نگاه گیاه را درنوردیدند و به وسعت شهود اله رسیدند
خدائی که در آنی مناجات جهانی را پذیراست
سلام بر شقایقهای وحشی فکه
سلام بر زنبورهای عسل
سلام بر خارهای بیابان
سلام بر سنگ ها و کلوخ ها
سلام بر سجده هایی که تنت را در خاک جا می گذارد و جانت را در حضرت معبود محو می کند
سلام بر حیات
و سلام بر رنگ روشن صورت خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387;ساعت 10:46;  توسط جام سحر;  | 

از۱۵ بهمن سال جاری تا کنون بیش از ۱۰ هزار نفر  در قالب کاروانهای راهیان نور ار نقطه ایثار و مقاومت شرهانی قهرمان دیدن کرده اند Image and video hosting by TinyPic

حاج جعفر نظری مسئول یادمان شهدای شرهانی در گفتگوی اختصاصی با وبلاگ شرهانی گفت :از آنجائیکه زائرین علاقمند به بازدید و زیارت از مناطق بکر ودست نخوره دوران دفاع مقدس هستند سعی شده است فضای معنوی و محیط جبهه های شرهانی کاملا حفظ شده و  به شکل  وشیوه دوران دفاع مقدس به زائرین عرضه گردد وی گفت روایت گری دوران مقاومت و ایثار- بازدید وزیارت مقتل شهدای عملیات محرم و فتح المبین-زیارت معراج شهدای شرهانی که تاکنون پیکربیش از۱۰۰۰ شهید گرانقدر دران جمع آوری و به سراسر کشور جهت تشیع و تدفین منتقل شده است  - ارائه خوراک فکری در حوزه دفاع مقدس و نشر ارزشهای دفاع مقدس از مهمترین  برنامه های فرهنگی می باشد که به زائرین شرهانی  خدمت رسانی می شود. نظری حضور جوانان نوجوانان ودانشجویان دانشگاههای سراسر کشور وبرخی کشورهای خارجی در بین کاروانهای راهیان نوردر شرهانیرا مثبت ارزیابی کرد وافزود: با قراردادن جوانان و نوجوانان ونسل های  بعد از جنگ در مناطق عملیاتی و روایتگری آن دوران میتوان به نحو شایسته ای ارزشهای دفاع مقدس را در بین آنان نشر و اشاعه داد

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387;ساعت 21:51;  توسط جام سحر;  | 

برای زیارت زائرین شرهانی اندکی تأمل بفرمائید

این روزها اگر گذرتان به شرهانی بیفتد از همه وقت متفاوت تر است

این روزها دیگر شرهانی تنها نیست . همه اونهایی که یه روزی دلشان به هوای بیرقهای رنگارنگ شرهانی و خاکریزهای مشک فشان وشقایقهای روئیده در پوتین ولاله های خوش آب و رنگ شرهانی  می تپید این روزها دسته دسته دارن به شرهانی سلام میکنند

شرهانی قطعه ای بکر از دفاع مقدس است که همانند رزمنده های شب سنگر و کمیل وگریه های تودل تارکی ونخلستونهای بی سر بی ریا مونده و همه چیزش به این یکرنگیشه . شرهانی به آدم میگه اگه می خوایی عزیز بشی و توفیق بهشت رفتن و داشته باشی مثل منبیرنگ و یکرنگ باش . یکرنگ یکرنگ به رنگ خاک . مثل لباس تک مدل رزمنده ها. آری همونایی که هنوز دامن پاک شرهانی رو رها نکرده اند و دل رفتن از این بیابونو ندارن گاهی خودشونو نشون می دن و می شن چراغ محفل شبهای تاریک ما میشن شمع معراج شهدا. می شن همونایی که رو دوش ما با افتخار و عزت بدرقه می شن . یادمه اونا رو به نام گمنام به ما نشون می دادند . اماالان که می بینم من از اونا گمنامترم اونا نامشون به گمنامیشونه .من چی؟ اونایی که بود ونبودشون باعث هویت بخشیدن به یک ملت و مکتب می شه انصافه به انگشت گمنام اونا رو نشونه رفت ؟ نه والله انصاف نیست . تو سنگر شهید احمد کاظمی نشستم و داشتم کارهای فرهنگی موسسه فرهنگی شرهانی رو انجام می دادم یهو حاجی اومد گفت بنویس این بنای بی ریا تا حالا ۱۰۰۰شهید رو تو خودش نگهداشته و اونا فرستاده برا خونواده هاشون یه نگاه به خودم انداختم گفتم عجب جایی اومدی این معراج آدما رو به معراج می بره تو چرا صاحبتو اینجا پیدا نمی کنی . دور از چشم حاجی زدم زیر گریه ولی ...

آخه می دونی وقتی بهت می گن شب عملیات محرم حدود ۴۰۰ نفر آدم تو رودخونه دویرج نرسیده به یادمان شهدای شرهانی بخاطر اینکه ما بمونیم و راهشونو ادامه بدیم رفتن و حتی پلاکشون هم برنگشت از شرمندگی نمی تونی سرتو بالا کنی اون لحظه می فهمی که شرهانی چه چیزها که ندیده . اگه پای تانک و نفر برهای منهدم شده در شرهانی  بشینی و با گوش دل گوش کنی بهت می گن اینجا سرزمین نوره و قطعه ای از بهشت اونقته که می زنی زیر گریه و یواشکی به دور از چشم بقیه یه مشت خاک از پای اون تانک برمیداری و میزاری تو جیبت که همیشه جانمازت جانماز شبهای عملیات محرم بشه یادمه یکی از رزمندگان اطلاعات عملیات می گفت یک مشت خاک گذاشته بودم تو جیبم اگه کشته شدم خونم رو خاک وطن خودم بریزه نه تو خاک دشمن . اینجاست که رو می کنم به حاجی و می گم چی میشه خاک شرهانی رو مهر کنیم و بدی مزائرا همینجا باهش نماز بخونن . آخه اینجه نزدیکترین خاک به تربت آقا امام حسینه . زیارت قبول .

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب برید

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

راستی یادم رفته بود این تصویر مربوط می شه  به عده ای از جونایی عشق جبهه که از سراسر کشور جمع شدن وبا پای برهنه می خوان خادم زائرای شرهانی باشن

Image and video hosting by TinyPic

اونا صبح زود کله سحر از خواب بیدار می شن و تا پاسی از شب با افتخار و تواضع به زائرای سرزمین     لاله ها خدمت می کنند این روزها تو شرهانی خیلی جنب و جوش و تلاش دیده می شه همه چیز آماده است که تو فقط بری اونجا ویه گوشه دنبال اون چیزی بگردی که تو شهر با اونهمه زیور آلات و امکانات نمی تونی پیداش کنی اینجا می تونی خودتو ببینی و خدای خودتو نزدیکتر از همه جا به خودت ببینی اینجا که صدای شلیک گلوله و آمبولانس و هیاهوی رزمنده اگه از بلندگوی یادمان هم پخش نشه تو با جان و دلت می تونی بشنوی یا زینب کبری گفتن رزمنده ها که رمز عملیات محرم بود . اینجا هردم ازاین باغ بری می رسد ... وایکاش حاصل ما هم عاقبت بخیری باشه

 خواستم از خادما بگم ولی سر دلم واشد. دله دیگه چکارش می شه کرد ما هم اینجا سر دلمون وا می شه چه اشکالی داره . بهرحال خادما مرید همون رزمنده هان وقتی شب می خوابیدی وصبح بلند می شدی پوتینات واکس زده و جفت شده بودن بعدش هم کی بود کی بود من نبودم ... ولی این بار حاجی و سید و فرمانده و رزمنده نیستند که کفش تو رو جفت می کنند و برق می ندازن اینجا جوونای خادم الشهدا هستند که با اشک های حلقه زده در چشمان معصوم خود به یاد ایثار برادر - سید- حاجی و فرمانده با افتخار به تو که اومدی زیارت شرهانی خدمت می کنند 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387;ساعت 15:26;  توسط جام سحر;  | 

یادواره شهدای عملیات والفجر 5 با حضورسردار کاکی فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام ،امام جمعه و جمعی از مسئولین وخانواده های معظم شهدا ورزمندگان عملیات والفجر۵در مسجد جامع شهرستان دهلران برگزارشد

 فرمانده سپاه امیرالمومنین استان دراین مراسم باتسلیت فرارسیدن اربعین حسینی وگرامیداشت ماه خون برشمشیر، انقلاب اسلامی را ثمره ویادگار خون پاک شهدا دانست واظهار داشت : برپایی یادواره ،نکوداشتها و مراسم تجلیل از خانواده های معظم شهدا بهانه ای است تا با آرمانهای آن پرستوهای مهاجر خونین بال تجدید میثاق نمائیم . سردارکاکی پایداری ، استقامت وتوکل به خداوند را مهمترین دستاورد قیام امام خمینی (ره) برای حضور جوانان و رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل برشمردو استقرار ایران اسلامی در سایه امنیت و آسایش با رویکرد توجه به حقوق عامه مردم راازشاخصه های نهضت و انقلاب اسلامی با محوریت حمایت و پشتیبانی مردمی انقلاب عنوان کرد. فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام در ادامه اثرگذاری سخن ، ایده وتفکر معمار کبیر انقلاب بر سطوح مختلف فکری،گفتاری و عملی آحاد مختلف جامعه وپذیرش انقلاب الهی و اسلامی ایران ازسوی مردم را موهبتی الهی دانست که منجر به سربلندی وخلاصی از یوغ استکبار جهانی ورژیم پهلوی شد وی با اشاره به رشادتهای رزمندگان اسلام در تمامی عملیاتهای دوران دفاع مقدس ، درخصوص عملیات والفجر5 گفت : این عملیات پیروزمندانه باحضور نیروهای سپاه و بسیج در27 بهمن ماه سال 1362 بارمزیازهراء(س) در دو مرحله باهدف آزادسازی ارتفاعات چنگوله درمنطقه کوهستانی چنگوله حدفاصل شهرهای مهران و دهلران به اجرا درآمد. آزاددسازی بلندیهای پیزولی، آزادخان کشته ، تنگه چنگوله و دهها کیلومتراز خاک ایران، تسلط نیروهای سپاه اسلام برجاده بدر- طیب عراق ،انهدام 4 تیپ از گارد مرزی عراق ، انهدام 4 تیپ کوهستانی و خسارات 50درصدی به تیپ زرهی 50 لشکر 12 عراق ،کشته ،زخمی و به اسارت درآوردن 1670 تن ازنیروهای عراقی درطی 6 پاتک سنگین وبه غنیمت گرفتن دهها ماشین اداوات زرهی تانک و نفربر دشمن از مهمترین دستاوردهای عملیات والفجر 5 در منطقه عمومی وارتفاعات چنگوله بود. شهرستان دهلران 9 شهید گرانقدر به نامهای شهیدان غلامرضا بازدار،علی عباس روحی، سیدشیرمراد شمسی، شیرمراد سارانی علی بخش حیدری،خزل اکبری، علی دارایی،جبار نادعلی پور و سیدعلی نور آدینه را در عملیات والفجر 5 در منطقه عمومی چنگوله مهران تقدیم آرمانهای والای انقلاب اسلامی نموده است . درپایان از خانواده شهداء ورزمندگان عملیات والفجر5 در دهلران تجلیل شد مداحی وپخش نماهنگ تشریح عملیات والفجر5 از دیگر برنامه های این مراسم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387;ساعت 17:10;  توسط جام سحر;  | 

محصولات فرهنگی شرهانی در اختیار کاروان راهیان نور قرار می گیرد

 

 

 

تقویم شرهانی هم به جمع سالنامه های دفاع مقدس پیوست

 

سالنامه شرهانی که حاوی روز شمار دفاع مقدس تاریخ های اشغال شهر دهلران و موسیان و آزادی آنها  بهمراه تشریح عملیاتهای مهم منطقه از جمله محرم و فتح المبین والفجر مقدماتی و والفجر شش معرفی شهدای دهلران و گوشه های از وصیت نامه شهدای این شهرستان وآلبوم تصاویر کاروانهای راهیان نور دعای عرفه و مراسمات دیگر این یادمان  ومنتخب ادعیه می باشد توسط موسسه فرهنگی هنری شرهانی طراحی و اکنون در مراحل تولید می باشد که بزودی در فروشگاههای سراسر کشور و غرفه محصولات فرهنگی شرهانی  در محل یادمان شرهانی عرضه می شود .

همچنین سی دی کلیپ  نماهنگ  تصاویر واقعی تفحص شهدا در منطقه و فعالیتهای فرهنگی در این منطقه نیز بهمراه دفتر چه یادداشت و ثبت خاطرات در اختیار علاقمندان قرار می گیرد 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387;ساعت 21:29;  توسط جام سحر;  | 

عرفات درشرهانی به روایت تصویر

(برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمائید)

مداح: حاج رسول میرباقری مداح برجسته هیئت رزمندگان استان اصفهان

عکس : مدیر وبلاگ


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387;ساعت 15:24;  توسط جام سحر;  | 

عید قربان عید عابدین صالح مبارکباد !

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387;ساعت 12:46;  توسط جام سحر;  | 

Image and video hosting by TinyPic

نفر وسط حاج جعفر نظری مسئول یادمان شرهانی

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید (عکس از آقای غلامرضا بختیاری)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387;ساعت 16:41;  توسط جام سحر;  | 

دوستان عزیز درآستانه فرارسیدن روز عرفهه هستیم و از همه شما التماس دعا دارم

توی یکی از وبلاگهای زیبایی که نام شرهانی رو آذین بسته بود یه مطلب خوب در مورد دعای عرفه و شرهانی دیدم که حیفم اومد ضمنتشکر از نویسنده اونو توی این پست نذارم :

سلام به همه منتظران ...

ميخوام از شرهاني بگم براتون ...از بهشت خدا روي زمين !!
نمي دونيد از روز عرفه تا حالا چند بار مردم و زنده شدم تا الان بتونم بنويسم ،هنوز هيچي ننوشتم گريه ام گرفته ...!! به خدا اينا همش حرف دلمه ....چندسالي ميشه که با خاک هاي داغ جنوب و غرب انس گرفتم ،با تک تک مناطق خاطرات خيلي زيادي دارم ،خاک فکه ،شلمچه،طلائيه ،اروند و ...مرحم دلم شده توي اين سال ها !هر وقت کم ميارم ميرم سراغ اون خاک ها ...اما به خدا هيچ کدوم از اين مناطق شرهاني نميشه !! نمي دونم چي داره اين خاک که اينقدر بي قرارت ميکنه .... ورودي شرهاني چند تا تابلو هست که نوشته هاش ديوونت ميکنه !!
"شرهاني قطعه اي از بهشت است !"
"سلام بر اولين تفحص کننده نور ،حضرت زينب (س) ) !
"سلام علي قلب زينب الصبور!" و ....
20 کيلومتر با کربلاي معلي فاصله داره فقط !!
يه معراج شهدا داره که از همون دور بوي گلاب و عطرش ديوونت ميکنه !!!
به والله هنوز گيجم !!هنوز نمي دونم چرا منو اونجا راه دادند ؟! هنوز از حس اونجا بيرون نيومدم !! اصلا  نمي دونم دارم  چيکار مي کنم ! حالي که توي شرهاني داشتيم اصلا زميني نبود .... به خدا شرهاني خود آسمونه !!

چي بگم از تو شرهاني ؟؟ از خاکت که بوي گل محمدي ميده يا از پرچم هاي يا حسينت که هي به يادت مياره که نزديک آقا امام حسين هستي ؟! از معراج شهدا بگم يا از شهيدي که به استقبال مهموناي عرفه اومده بود ؟! از همون نماينده آقا امام حسين (ع) که فقط استخوناش اومد و چه غوغايي به پا کرد ؟؟ از غروب دل تنگت يا خاکي که پر از استخوناي شهيد و گلوله و پوکه و...است؟!؟از تو چي بگم ؟؟ از اينکه توي خاکت از همه بريده ميشي و آروزي شهادت مي کني ؟! آخه تو چي داري شرهاني که دل منو اينقدر بي تاب کردي؟!؟ شرهاني-روز عرفه- معراج شهدا

به خدا شرهاني با هيچ جاي دنيا قابل مقايسه نيست !! حالا مي فهمم چرا هر کي ميره شرهاني ،اينقدر حالش عوض ميشه !!حالا مي فهمم يادگاران جنگ چي مي کشند !!!
شرهاني !! خاکت بوي خدا ميده !! شرهاني!!! ،مگه آقا امام زمان (عج) هم مياد اونجا که اينقدر خاکت معطره ؟! مگه روي خاک هاي اونجا ،جاي قدم هاي امام زمانه که اينقدر با روحت بازي ميکنه ؟! شرهاني !!! تو چي ديدي که اينقدر با دل زائرات بازي مي کني ؟! تو چه صحنه هايي رو ديدي که اينقدر دل تنگي ؟!؟!
شرهاني دلم برات تنگ شده ،تو رو خدا به همين زودي بازم منو بطلب ....
خدايا تو و ائمه  را در شرهاني پيدا کردم !! خدايا شهدايت را آنجا احساس کردم !! خدايا ! شرهاني براي من پايان قرار است !!ديگر نمي توانم آرام باشم بعد از ديدن شرهاني !! به والله انگار آتيش افتاده به جونم !!آتيشي که دوست دارم توش بسوزم و آب شم !!! خدايا هيچ وقت اين آتيش رو خاموش نکن !!

 يه لحظه چشماتونو ببندين و حال خراب منو تصور کنيد با اين نوشته ها :
دوکوهه - شب زيباش که پر از ستاره است –فقط  من و دوستام (غير از کاروان ما هيچ کي تو دوکوهه نبود !) – روضه ي خانوم فاطمه (س) – حوض کوثر-ميدون صبح گاه- حسينيه حاج همت –شهداي گمنام- گردان تخريب- قبرهايي که محل مناجات شهدا بود –آهنگ خداحافظ رفيق و دل هايي که به وسعت عالم گرفته بود توي اون تنهايي دو کوهه !! (به خدا اصلا نميتونم چيزي راجع به اون شب بگم !!من و دوستام(14 نفر بوديم !!)  از شب تا خود صبح ، تو دوکوهه چرخيديم !!! و... الله اعلم که چي شد ؟!)

*خدا ان شا الله مکرر نصيبتون کنه بريد شرهاني تا حال منو درک کنيد ! هنوز اون غروب دل تنگش يادمه !! حساب کنيد با اين همه عجين شدن با خاک شرهاني بايد توي اون غروب دل تنگش ، در حالي که توي اتوبوس آهنگ خداحافظ رفيق گذاشتن و همه بلند بلند گريه مي کنن ،چطور بايد خداحافظي کني از شرهاني؟!؟!

* روز عرفه ،يه شهيد اومده بود استقبال زائراي شرهاني !!جاتون خيلي خالي بود !! به ياد همتون بودم ! ...

 منبع:  mola133.persiangig.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387;ساعت 17:44;  توسط جام سحر;  | 

عرفات  در شرهانی شرهاني-روز عرفه 1386

مسئول یادمان شرهانی گفت همزمان با روز عرفه دعای پرفیض عرفه همانند سالهای گذشته در محل یادمان شهدای شرهانی دهلران برگزار می شود

 جعفر نظری افزود دعای پرفیض عرفه هیجدهم آذرماه سال جاری با حضور انبوه کاروانهای راهیان نور از سراسر کشور پس از نماز ظهردرمنطقه عملیاتی شرهانی واقع در کیلومتر 65 جاده دهلران اندیمشک با مداحی حاج رسول میر باقری مداح هیئت رزمندگان استان اصفهان  برگزار می شود منطقه عملیاتی شرهانی یکی از مناطق بکر و دست نخورده دوران دفاع مقدس است که وجب به وجب آن آغشته به خون شهدا و بقایای تجهیزات و آثار بکر دوران جنگ تحمیلی است و برای زائرین از جذابیت خاصی برخورداراست

کاروانهای راهیان نور می توانند از صبح روز دوشنبه جهت استقرار در منطقه وارد این مکان شوند

یادمان شرهانی در 65 کیلومتری شرق دهلران و 80کیلومری جاده اندیمشک – اهواز قرار دارد مسیر جاده شرهانی از جاده اهواز – اندیمشک به سمت دهلران می باشد که پس از عبور از دش عباس و عین خوش از مسیر جاده شهید خرازی به یادمان می رسد تمامی مسیر جاده دسترسی به شرهانی آسفالت است و تردد برای وسایل نقلیه سبک شخصی و خانوادگی امکان پذیر است

وعده ما و شما جهت حضور در سرزمین عرفات شرهانی

دعای عرفه 18/9/87

روز دوشنبه بعد از نماز ظهر

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387;ساعت 17:39;  توسط جام سحر;  | 

بمناسبت گرامیداشت هفته بسیج ودرششمین روز ازاین هفته یادواره شهدا و زنان ایثارگر دهلران با حضور سردار کاکی فرمانده سپاه امیرالمؤمنین استان ایلام در محل مسجد جامع این شهرستان برگزار شد

 فرماندار دهلران در این مراسم بسیج را بدنه فعال و پشتوانه امنیت ملی جامعه برشمرد و اظهار داشت: در این برهه از زمان که دست اجانب از توپ وتفنگ به قلم و زبان غلطیده است  نقش بسیج برای حضور در میدان حساستر شده است. نعمت اله صفری افزود: زنان ودختران بسیجی چه دردوران دفاع مقدس و چه دردوران سازندگی و بعدازآن همواره دوشادوش مردان و فرزندان خود حضوری حماسی و پر صلابت داشته اند .

فرمانده سپاه امیرالمؤمنین استان نیز ضمن ادای احترام به مقام زنان شاهدوایثارگر خاطرنشان کرد: همانگونه دفاع از ناموس و شرف و خاک میهن اسلامی بر مردان فرض است این امر برزنان نیز  واجب است سردار کاکی گفت: زنان و دختران ایران اسلامی نیز این مهم را دریافته ودوشادوش مردان خود در صحنه های نبرد حق علیه باطل حضوری خستگی ناپذیر داشتند . وی گفت اکنون که دشمن به این نتیجه رسیده است که با سلاح جنگی نمی تواند بسیج را از صحنه بیرون کند با نشر و اشاعه شبهات فکری واعتقادی در میان جوانان و نوجوانان بسیجی سعی در ایجاد تفرقه و برهم زدن وحدت بین بسیج و رهبری دارد.سردار کاکی در میان زنان ودختران بسیجی وایثارگردهلرانی با بیان اینکه دولت ونظام جمهوری اسلامی ارزش وجایگاه قابل توجهی برای زنان در نظر دارد گفت :کسب مقام واعطای پستهای مدیریتی کلان کشور به زنان نشانگر استعدادوانگیزه والای شما زنان ودختران برای خدمت به جامعه اسلامی است.فرمانده سپاه امیرالمؤمنین استان برپایی یادواره های شهدا را به منزله ایجادخاکریز فرهنگی و دفاعی و همچنین مأیوس کننده دشمنان برشمرد وی نقش زنان و دختران بسجی در راستای صیانت از اسلام و رهبری در این برهه از زمان که دشمن تمام توان،قدرت وامکانات فرهنگی ناسالم خود راجهت مبارزه با اسلام و قرآن بکار گرفته است بی بدیل توصیف کرد و افزود : دختران و پسران بسیجی ثابت کرده اند هرجا خطری امنیت اعتقادی ،فرهنگی و نظامی ایران اسلامی راتهدید کندوارد میدان نبرد شده و تا آخرین قطره خون از اسلام و قرآن پاسداری خواهند نمود.

قرائت شعر و نامه ای به پدر شهید و پخش نماهنگ با موضوع بسیج از برنامه های جنبی این یادواره بود .

درپایان این همایش تعدادی از پدران و خانواده های معظم شهدا و ایثارگران دهلران مشکلات خود رابصورت شفاهی و کتبی  با فرمانده سپاه امیرالمؤمنین استان در میان گذاشتند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387;ساعت 18:40;  توسط جام سحر;  | 

نمایشگاهی از آثار و دستاوردهای بسیجیان عضو کانون فرهنگی بسیج ناحیه دهلران گشایش یافت

بمناسبت گرامیداشت هفته بسیج و در ششمین روز از این هفته نمایشگاه آثار و دستاوردهای کلاسهای کانون بسیج مقاومت دهلران با حضور سردار کاکی فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام گشایش یافت صدها اثر از برادران و خواهران بسیجی عضو پایگاههای محلات وکانون فرهنگی بسیج ناحیه دهلران شامل: هنرهای تجسمی ، خیاطی، منبت، نقاشی و عکس با موضوع دفاع مقدس و آزاد در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است

 این نمایشگاه در محل کانون فرهنگی بسیج ناحیه دهلران بمدت ده روز بروی علاقمندان باز می باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387;ساعت 18:34;  توسط جام سحر;  | 

با سلام خدمت کاربران گرامی بحول قوه الهی سایت رسمی شرهانی راه اندازی شد و هم اکنون در مرحله تکمیل و ثبت مطالب قرار دارد

 برای بهتر شده سایت ما را یاری نمائید

آدرس سایت شرهانی : http://www.sharhanie.ir/

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387;ساعت 22:26;  توسط جام سحر;  | 

به اطلاع شهروندان دهلرانی می رساند کمیته بازنگری دفاع مقدس دهلران بمنظور ثبت تاریخ جنگ دهلران در حال جمع آوری و ثبت آثار دفاع مقدس می باشد لذا از کلیه همشهریان که سندی از آثار دفاع مقدس ازجمله مکتوبات و نامه های رزمندگان خاطرات دروان سخت آوراگی ، وصیت نامههای شهدا، خاطرات اسرا، نحوه وقوع عملیات ها در زحوزه دهلران ،و... در اختیار دارند درخواست می شود به معاونت سیاسی فرمادنری دهلران مراجعه نمایند.یا با درج نظر در پست نظرات این وبلاگ مارا مطلع نمائید./

با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387;ساعت 9:17;  توسط جام سحر;  | 

فرمانده سپاه ناحیه دهلران نیز در جلسه شورای اداری این شهرستان با مثبت ارزیابی نمودن توان اعتقادی و فرهنگی بسیجیان دهلرانی جوانان بسیجی را عقبه و سیمای آینده روشن کشور توصیف کرد و افزود : اکنون که دشمن به عمق توان و پایبندی بسیجیان به نظام و رهبری پی برده اند  تلاش آنها برای دلسرد نمودن بسیج از نظام دوچندان شده است .

 سرهنگ اردشیر اکبری با اشاره به فرارسیدن هفته بسیج برنامه های این هفته بسیج ناحیه دهلران را تشریح نمود : وی ، برگزاری جشنواره های فرهنگی ورزشی خواهران ، بازیهای بومی و محلی ، برپایی نمایشگاههای متعدد عکس و کتاب ،مسابقات ورزشی و اردوی فرهنگی تربیتی را مهمترین این برنامه ها عنوان کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387;ساعت 19:10;  توسط جام سحر;  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387;ساعت 14:44;  توسط جام سحر;  | 

به مناسبت هفته بسیج دانش اموزی وگرامیداشت 10آبانماه سالروز عملیات غرور آفرین محرم ویژه برنامه ای قبل از خطبه های نماز جمعه این هفته دهلران برگزار شد

در این مراسم فرمانده سپاه ناحیه دهلران با گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمد حسین فهمیده و هفته بسیج دانش آموزی ، امنیت ، آسایش و پیشرفت وآبادانی امروز ایران اسلامی در سایه رهبری فرزانه انقلاب را مرهون رشادتهای رزمندگان دلیر اسلام در دوران دفاع مقدس دانست

سرهنگ پاسداراکبری توده مردمی بسیج را مأیوس کننده استکبار جهانی و ایادی آن برشمرد و از دلاوری و نبردهای پیروزمندانه بسیجیان جوان و نوجوان در دوران دفاع مقدس به نیکی یا نمود  . وی در ادامه نقش بسیج بویژه بسیج دانش اموزی در عرصه های مهم سیاسی ، اجتماعی و بخصوص فرهنگی را بی بدیل توصیف کرد و اظهار داشت گرایش جوانان به بسیج و ارتقاء روحیه بسیجی در مدارس و آموزشگاهها راه را برنقشه های شوم دشمنان خواهد بست فرمانده سپاه ناحیه دهلران در جمع نمازگزاران جمعه و دانش آموزان بسیجی با بیان شمه ای از رشادتهای رزمندگان اسلام د ر10 آبان ماه 61 در عملیات غرور آفرین محرم که در ارتفاعات جبل الحمرین در محور عملیاتی عین خوش در غرب دهلران انجام شده بود گفت : عملیات محرم با رمز یا زینب در محور عملیاتی عین خوش حد فاصل شمال فکه تا غرب دهلران در تاریخ   10 / 8 /61 اغاز گردید رزمندگان غیور اسلام پس از عبور از میادین مین ، بشکه های انفجاری ، سیمهای خاردار و میله های ده ردیفه در دو محور با دشمن در گیر شدند ودر ساعت 45/22 خط دشمن در هم  شکسته شد .و به تصرف رزمندگان اسلام در آمد.بارش باران و وزش باد در جهت مخالف جبهه دشمن قبل از عملیات و برطرف شدن ناگهانی ابرهای تیره که آسمان منطقه را تا آنزمان پوشانده بود از جمله امدادهای غیبی است که سب تسریع در پیشروی رزمندگان اسلام شد و بهمین دلیل نیروهای دشمن کاملا غافلگیر شده و متحمل ضایعات سنگینی شدند .

وی مهمترین خصوصیات عملیات محرم را شهادت بیش از 400 نفر از رزمندگان اسلام در رودخانه دویرج نام برد و افزود شب قبل از عملیات طوفان شدیدی وزیدن گرفت و رودخانه وحشی دویرج مالامال از امواج شدیدی شد که تنها راه عبور  رزمندگان اسلام همین رودخانه بود وسپاهیان دریا دل اسلام به دل امواج زدند تاموفقیتی دیگر در کارنامه هشت ساله دفاع مقدس رقم بزند

سرهنگ پاسدار اکبری در پایان افزود  در تاریخ 11/8/61 حد فاصل اسگاه چم سری و ربوط ،شرق سلسله جبال حمرین آغاز و پاسگاه چم هندی و ربوط بتصرف کامل رزمکندگان اسلام در آمد و شهرهای دهلران ف موسیان ، عین خوش  و دشت عباس از تیررس سلاحهای دوربرد دشمن خارج شد . حضور دانش آموزان بسیجی با لباس نظامی و پیشانی بند اسماء متبرک ائمه معصومین و رمز عملیاتها جلوه خاصی به صفوف نماز جمعه این هفته دهلران بخشید.

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387;ساعت 12:38;  توسط جام سحر;  | 

۱۰ مرداد سالروز عملیات محرم گرامی باد

نگاهی به عملیات محرم

رمز عملیات یا زینب (س)
شروع عملیات: ۲۰/۸/۱۳۶۱

پایان عملیات:

۱۰/۸/۱۳۶۱


عملیات محرم با رمز یا زینب (س) در محور موسیان - ارتفاعات مرزی حمرین به صورت نیمه گسترده در تاریخ ۲۰/۸/۱۳۶۱ به فرماندهی مشترک انجام شد.

مکان عملیات: موسیان - ارتفاعات مرزی حمرین
نوع تک: نیمه گسترده
فرماندهی: مشترک
سازمان عمل‌کننده: مشترک


تاریخچه

با فرا رسیدن ماه محرم، سال ۱۳۶۱ شمسی، گردان‌های عزادار امام حسین (ع) با دسته‌های سینه‌زنی در خطوط جنگی و یگان‌ها به راه می‌افتند و خاطرات جنگ‌های صدر اسلام را متجلی می‌کنند. آوای سوگواری مناجات برای سرور شهیدان همه جا به گوش می‌رسد. نیروهای عراقی از وحشت حمله رزمندگان در ماه محرم به دستور فرماندهان در آمادگی کامل به سر می‌برند.

درپاییز سال ۱۳۶۱ شمسی، .تیپ ۸۴ پیاده خرم اباد از ارتش, لشکرهای ۲۵ کربلا، نجف اشرف، علی‌بن ابی‌طالب (ع) و امام حسین (ع)از سپاه پاسداران ماموریت می‌یابند خود را در در منطقه عملیاتی «موسیان» سازماندهی کنند

موقعیت جغرافیایی

مشخصه مهم این منطقه؛ وجود ارتفاعات جبال حمرین که خط مرزی قراردادی ایران و عراق قبل از تجاوز این کشور به ایران بود. یکی از عوارض طبیعی منطقه، رودخانه چیخراب، دویرج و میمه‌است که فصلی و وحشی بودند، به هنگام طغیان، ارتفاع آب آن بعضا به ۱۰ برابر معمول می‌رسد.

منطقه عملیاتی در حوزه ماموریت سپاه چهارم عراق قرار داشت و پدافند از منطقه عملیاتی محرم، به عهده لشگر ۱۰ زرهی بود.

مرحله اول عملیات

عملیات در تاریخ 10/8/1361 ساعت ۲۲:۸ دقیقه، با رمز «یا زینب» (س) در منطقه عملیاتی موسیان و شرهانی، زبیدات، جنوب شرقی دهلران در غرب عین خوش با اهداف آزادسازی ارتفاعات حمرین در جنوب دهلران و تهدید و دسترسی به امکانات نفتی داخل خاک عراق و شهرک زبیدات آغاز می‌شود. تا نزدیک صبح، بیشتر اهداف عملیات تامین می‌شود و الحاق نیروها با موفقیت صورت می‌گیرد ولی در منطقه چپ درگیری، بر اثر بارندگی و طغیان آب شکاف ایجاد می‌شود و تلاش می‌گردد تا دشمن نتواند از آن نقطه استفاده کند. با روشن شدن هوا، هواپیماهای عراق با تمام امکانات اقدام به حمله کرده و با ریختن بمب و راکت تلاش می‌کنند مانع ادامه عملیات شوند که در همین حین نیروی هوایی ایران نیز وارد معرکه شده و پاسخ مناسبی به نیروی هوایی عراق می‌دهد.

آزادی ۵۵۰ کیلومترمربع از خاک میهن اسلامی، ۲۶۰۰ بعثی کشته و زخمی، ۱۹۷۰ نفر اسیر، ۹۰ دستگاه تانک و نفربر و ۱۳ دستگاه خودرو منهدم شده از دستاوردهای مرحله اول است.

مرحله دوم عملیات محرم

روز بعد، ساعت ۲:۳۰ بامداد مرحله دوم آغاز می‌شود. به دلیل موفق نشدن نیروها در سمت چپ محور درگیری و امکان انجام عملیات از سوی دشمن، یگان‌های رزمی ایران به سرعت آماده می‌شوند تا نقطه ضعف را پر کنند. پس از عبور از موانع ایذایی و میدان مین، ابتدا گردان سیدالشهدا (ع) که مهم‌ترین گردان لشکر ۲۵ محسوب می‌شود خود را به مواضع عراق می‌رساند که با شلیک تعداد زیادی گلوله و آرپی‌جی اقدام به عملیات ایذایی می‌کند، بدین صورت زمینه برای هجوم لشکرهای امام حسین (ع) و علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) آماده می‌شود. نیروهای سپاه اسلام به دشمن یورش می‌برند. درگیری در خاکریزی‌های دشمن به نبرد تن به تن می‌رسد و تعداد زیادی از عراقی‌ها کشته و زخمی و تسلیم می‌شوند و بقیه فرار می‌کنند. رزمندگان تا صبح خود را به جاده شرهانی می‌رسانند و پاسگاه‌های جم هندی و ربط را فتح می‌کنند


مرحله سوم عملیات محرم

سومین مرحله عملیات چهار شب بعد در ساعت ۲۲ با هدف تسخیر ارتفاعات غربی، دامنه‌های غربی جبال حمرین، جاده‌های تدارکاتی دشمن و تامین اهداف فتح شده در مراحل نخستین آغاز می‌شود.

برای سومین بار پس از عبور از بلندی‌های حمرین به سوی چاه‌های نفت منطقه یورش می‌برند و تمام موانع را پشت سر می‌گذارند. در آستانه ورود به شهرک «زبیدات»، تانک‌های مستقر در بلندی‌ها و شیارها آخرین تلاش را انجام می‌دهند تا مانع ورود به شهر شوند. آرپی‌جی زن‌ها تعدادی از آنها را شکار می‌کنند و باقیمانده تانک‌ها می‌گریزند و در سمت زبیدات موضع می‌گیرند. پس از در هم شکسته شدن آخرین مقاومت‌های دشمن، رزمندگان اسلام وارد شهر تخلیه شده زبیدات می‌شوند و کار تعقیب تا غرب شهرک ادامه می‌یابد.

دستاوردهای عملیات محرم در استان ایلام

خارج کردن جاده دهلران - عین خوش به طول ۱۰۰ کیلومتر از زیر دید و تیر دشمن

تامین امنیت شهرهای «موسیان»، «دهلران» و پادگان «عین خوش»، «دشت اژیه» و دهکده‌های اطراف آن و آزادسازی کوه‌های «حمرین»

آزادسازی منابع نفتی موسیان، بیات و حوضچه‌های نفتی زبیدات، تلمبه‌خانه و ۷۰ قطعه چاه

تامین قسمتی از مرز به طول ۵۰ کیلومتر

تعداد اسرا ۳۴۰۰ نفر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387;ساعت 13:30;  توسط جام سحر;  | 

بازدید خانواده های شهدای عملیات والفجر ۶ از منطقه عملیاتی چیلات در جنوب دهلران

 

خانواده های دو شهید پدر و پسر به نامهای (پدر )سید ابراهیم اسماعیل زاده و (پسر) سید حسین اسمائیل زاده  روز جمعه از مقتل شهدای خود دیدن کردند  این زایرین که تعدادشان به حدود ۴۰ نفر می رسید همگی اعضای خانواده این دوشهید گرانقدر بودند که خاک مقتل شهدای خویش را توتیای چشمان خویش کردند

شهیدان اسمائیل زاده در اردیبهشت ۶۲ در عملیات ایضایی والفجر ۶ از جمله رزمندگان دلاوری بودند که  مقدمات عملیات غرور آفرین خیبر در جنوب را محیا نمودند این رزمندگان اسلام که تعداد شان نیز زیاد نبود با انجام این عملیات دشمن را مشغول کرده و سردار خیبر با انجام عملیات موفقیت آمیز خیبر از جنوب دشمن بعث را غافلگیر کرده و  در هم می کوبد .

شهیدان اسمائیل زاده در این عملیات با گلوله مستقیم دشمن زبون (تیر خلاص) در آغوش هم به شهادت می رسند تا سردار خیبر در جنوب با عملیات غرور آفرین خیبر دشمن بعث را در هم بکوبد

از مهمترین خصوصیت این پدر و پسر می توان به اوج ایمان و روحیه اعتقادی و رزمی آنها اشاره کرد پسر معلم بوده و زمانی که می بیند کشور مورد تجاوز دشمن قرار گرفته مدرسه را رها می کند تا در جایی دیگر درسی جاودانه در کتاب تاریخ بنگارد پدر نیز که بهمراه دو تا از فرزندان خود در مقابل دسمن سینه سپر کرده ا در رکاب شهید حسین کمک آر پی جی او می شود و در مقدمترین نقطه از خط که با رویارویی مستقیم با دشمن مواجه می شوند به مبارزه می پردازد. دیگر فرزند شیهد ابراهیم اسمائیل زاده که توفیق حضور در این عملیات را داشته و چند متری با آنها فاصله داشته است می گوید :

از آنجایی که دشمن فکر می کرد رزمندگان اسلام  با توان و نیروی انسانی و ادواتی بسیار بالایی از این ناحیه حمله کرده اند  تمام توان  تجهیزات خود را بکار گرفت و با منطقه چیلات  حمله نمود . با توجه به اینکه عملیات والفجر6 یک عملیات ایضایی یود و صرفا جهت فریب و مشغول نمودن دشمن انجام می گرفت و قرار بود در صورت موفقیت ، عملیات بزرگی از جنوب با نام خیبر تدارک دیده شود ، رزمندگان اسلام در این منطقه بدون هیچگونه پشتیبانی نظامی و تدارکاتی با علم بر این که شهید خواهند شد به  دل دشمن زده بودند . در اینبین شهید حسین که آرپی جی زن بود با کمک پدرش به شکار تانکهای دشمنمی رفت از آجاییکه این منطقه از دشت و تپه ماهوری تشکیل شده و در برخی مناطق باید برای شکار تانکها چندین تپه ماهوری را طی نمود بنابراین  از سنگر و جانپناه خبری نبود . سید حسین برای انهدام تانک و نفرببرهای دشمن باید به نقطه مورد نظر می رسید و برای هر بار رفتن به آنجا تنها می توانست 4 عدد گلوله با خود ببرد و در این فاطله پدر چند گلوله دیگر برایش آماده می کرد در یکی از این رفت و برگشتها هدف گلوله مستقیم تانک دشمن قرار می گیرد و پدر که می بیند فرزندش به شهادت رسیده است با کمک یکی دیگر از رزمندگان وی را چند متر عقب می آورند و در داخل پتویی می گذارند پدر او را روز زانوی خود می خواباند و در این لحظه تانکهای دشمن به بالای تپه مس آند  و دشمن با گلوله مستقیم تیر خلاص  هر سه نفر آنها را در جا به شهادتمی رساند بدین ترتیب  پدر و پسر بهمراه یکی دیگر از همرزمان خود در نهایت ایثار و دفاع از میهن اسلامی در نزدیکترین نقطه به کربلای حسین به شهادت می رسند .  زوایای شهادت وحتی کشف پیکر این پدر و پسر بسیار به شهادت حضرت امامم حسین (ع) و حضرت علی اکبر (ع) شباهت دارد  . بدینگونه که در روز عاشورا ساربان انگشت با انگشتر امام را میبرد  . در هنگام تدفین پیکر مطهر امام حسین (ع) یک روز و نیم بعد از به خاکسپاری حضرت علی اکبر (ع)پیدا می شود   و همنچنین انگشت شهید  ابراهیم (پدر ) یک روز قبل از شهادت بدلیل اصابت ترکش قطع می شود و درست یک روز و نیم بعد از کشف پیکیر مطهر پسر پیکر پدر کشف می شود آنهم در منطقه چیلات که تا چشم کار می کند تپه است و بیایان . حاج جعفر نظری کسی که پیکر شهیدان را کشف نمودهن می گوید قرار نبود ما برای تفحص به این منطقه بیاییم و این کار مدیون خود شهدا و به دعوت آنها انجام شده است وی می گوید یقین دارم شهدا زنده اند و ناظر بر اعمال ما هستند  نظری می گوید درهرزمان اگر مشکلی پیش بیایید و از ته دل با قلبی صاف  از شهدا مدد بخواهیم حتما به ما کمک خواهد کرد چون شهدا بندگان خاص خدا و از صالحان هستند .

خانواده شهیدان اسمائیل زاده در پایان با زیارت منطقه شرهانی خاک این منطقه را توتیای دیدگان خود کرده و رشادتهای شهیدان خود را برای بازگویی در کلاس درس و مدرسه به زادگاهشان بردند.

به امید اینکه رهرو و مدافع خون شهیدان باشیم

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387;ساعت 12:11;  توسط جام سحر;  | 

نامه ای به یکی از دوستان ساکن در بهشت

تو همانى كه دائم نماز مى‏خواندى. جرعه جرعه زيارت عاشورا مى‏نوشيدى. مدام ختم قرآن مى‏كردى و من، حسرت خورِ كارهايت بودم. حسرت خورِ آن توفيقِ عجيب و آن بركت زيادى كه به زندگى‏ات و دلت افتاده بود.
يادت هست حاجى! گفتم نماز؟ گفتى عشق. گفتم نماز؟ گفتى سوختن. گفتم نماز؟ گفتى پرواز! حاجى به خدا تا وقتى كه بال وانكردى، معنىِ پرواز را نمى‏دانستم و تا وقتى كه پر نگشودى، معنى نماز، برايم درست مفهوم نبود. معنى نماز برايت آن سه جمله بود: «عشق و سوختن و پرواز كردن»!
از پشت بى سيم فرياد زدم: ما عاشقيم حاجى. نماز تو عشقه. مى‏دونم كه تو سينه‏خيز رفتنت هم نماز مى‏خوانى ؛ پس سرِ نماز يادت نره كه... .
پرسيدى: مفهومه؟ اينجا براى بهشتِ خدا، آسانسور بالابر گذاشته‏اند!
مات و مبهوت ماندم و كنجكاوانه، از پشت خاكريز و لابه لاى صداى يك تيربار دوباره فرياد زدم: آسانسور؟ مفهوم نيست!
خنديدى مثل هميشه. و من همان لحظه فكر كردم كه لُپهايت چال افتاده‏اند و ريش‏هاى كم پشتت، تو رفتند.
آرام گفتى: اينجا بهشت شلمچه است! از اين جا تا بهشت آسمان راهى نيست. دارم فرشته‏ها را مى‏بينم كه بالشان را مثل آسانسور باز كرده‏اند و روحِ شهدا را بالا مى‏برند.

 حاجى، تو كى بودى؟ چى بودى؟

يادت هست آن روز كه خط يک خيلى آرام بود، جلو رفتى. من خيلى دلواپس شدم. چند نفرى با تو بودند، اما انگار عراقى‏ها فهميده بودند. بعد از آن گفتگوى پشت بى‏سيم، هى ماندم و انتظارت را كشيدم. ناگهان يك نفر اين طرف خاكريز آمد. بچه‏ها دوره‏اش كردند. دوست جوانت بود. نفس نفس مى‏زد. روى خاك زانو زد و خودش را ولو كرد. چشم‏هايش ورم كرده بود. مشتى خاك برداشت و روى سر خود ريخت. دلم بى‏اختيار لرزيد. او سوزناك گفت: حاجى داشت ذكر مى‏گفت. حاجى داشت مى‏خنديد. انگار داشت زيارت عاشورا مى‏خواند! داشت نورانى و نورانى‏تر مى‏شد. داشت يك شهيد مى‏آورد. داشت با شوق، سينه خيز مى‏آمد كه تانكى در نزديكى‏اش سبز شد. تانك ما را نمى‏ديد، اما حاجى توى ديدش بود. حاجى فهميد و بيشتر خنديد. يكى داد زد: حاجى بپا! اما حاجى عين خيالش نبود. تانك مثل ديو نعره كشيد. دشت در صدايش لرزيد. حاجى در هاله‏اى از غبار و دود گم شد. رفتم كنار پيكرش. جوان شهيد، هنوز در چند قدمى حاجى روى زمين بود و لبخند مى‏زد؛ اما حاجى سر نداشت... .
دوست جوانت اينجاى حرف‏هايش را بريده بريده و گريان گفت و ما توى دلمان زار زديم و گلوله‏هاى درشت اشكمان، زمين جلويمان را چال انداخت.

يادت هست حاجى؟ شايد از آسمان نگاهم كردى آن روز. ديگر گريه نكردم. ديگر زار نزدم. نشستم و يك دل سير فقط به تو فكر كردم. به تن بى سرت كه بايد اين طرف مى‏آمد. به سر بى تنت كه بايد همراه آن مى‏آمد. به لب‏هاى سر بريده‏ات كه تا دقايقى قبل، زيارت عاشورا خوانده بود. به پيشانى‏ات كه دائم به تربت نماز بود. و زبانت كه يكريز، جزء جزء قرآن را ختم مى‏كرد. يادت هست حاجى؟يادت هست شلمچه؟ يادت هست بسيجى؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387;ساعت 23:51;  توسط جام سحر;  | 

            اولين روزهاي تجاوز ارتش رژيم بعثي عراق به مرز دهلران(سالهاي 59تا 63).

         به روايت: جعفرخيتال                                                       نوشته: جعفر نظري

حدود ساعت 10 صبح روز 31 شهريور ماه سال 59 در  حاليكه در محل كار خود در فرمانداري دهلران مشغول بكار بودم. ناگهان صداي غرش هواپيماهاي عراقي بگوش رسيد و تمام كاركنان فرمانداري و از جمله دكتر آل ياري فرماندار وقت سراسيمه از ساختمان خارج شديم وروي زمين دراز كشيديم. هواپيماهاي ميگ عراقي كه 5 فروند بودند براي اولين بار نيروگاه برق دهلران را مورد حمله هوائي قرار دادند. و خساراتي به تأسيسات خدماتي مردم وارد كردند. در اين روز از طريق راديو متوجه شديم كه نقاط ديگري از جمله باند فرودگاههاي كشور بمباران شده است. هر چند كه جنگ تحميلي در شهرستان دهلران در روزهاي قبل از 31 شهريور نيز احساس مي شد دشمن بعثي چندين بار پاسگاههاي مرزي چلات و بيات را از خردادماه 59 گلوله باران كرده بود اما بصورت رسمي آغاز جنگ تحميلي روز 31 شهريور ماه اعلام شد با شروع جنگ و بمبارانهاي هوائي مردم شهر دهلران اعم از زن و بچه بعد از ظهر روز 31 شهريور با حالتي وحشت زده براي اينكه خود را به نقاط امن برسانند. شهر را به سوي روستاهاي بخش مركزي و شهرهاي آبدانان و زرين آباد ترك مي كردند.

از مرز هم خبر مي رسيد كه تانك و نفر برهاي عراقي به سمت شهر موسيان و دهلران در حركت هستند ضمن اينكه ادامه بمبارانهاي هوائي در روزهاي بعد مردم را از نظر روحي و رواني بسيار آشفته كرده بود. هيچ كس نمي دانست كه چه اتفاقي خواهد افتاد تعدادي از مردم در جلوي درب فرمانداري تجمع كرده و خواستار تصميم گيري نهايي مسئولين ارشد شهرستان بودند حالت فوق العاده و بحراني در شهر اعلام شد و به دستور استانداري و فرمانداري از طريق بلندگوي مسجد جامع از مردم خواسته شد. كه هر چه زودتر شهر را تخليه كنند چون جنگ تحميلي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي آغاز شده است. دشمن از محورهاي مواصلاتي فكه، شرهاني و نهر عنبر در حال پيشروي و اشغال مناطق شهرستان بود، در پي صدور اين فرمان ادارات دولتي به كمك مردم آمدند وبا وسائط نقليه خود مردم آواره را از شهر خارج مي كردند. افرادي كه داراي وسيله نقليه شخصي

بودند هم در اين رابطه كمك مي كردند مردم وسايل منزل خود را جا مي گذاشتند و فقط جان خود را نجات مي دادند بعضي هم بدون وسيله نقليه بصورت پياده در مسير جاده دهلران، مهران براي رسيدن به روستاهاي بخش مركزي در حركت بودند و يا با وسيله هايي مانند فرغون افراد سالخورده و خردسال را حمل و نقل مي نمودند. در اين مسير پيرمردي بلند قامت با پاي برهنه با يك فرغون ديدم كه دختر خردسالش را روي وسايل و اسباب منزلش گذاشته بود او را بسيار خسته و گرسنه احساس كردم. اين پيرمرداهل شهر مهران و كارگر اداره جنگل باني بود كه از شهر مهران كه قبل از دهلران تخليه شده بود براي در امان ماندن خود و بچه هايش به سمت شهر دهلران آمده بود اما با ديدن وضعيت مشابه در دهلران بسيار مضطرب و نگران بود. او را نزد آل ياري فرماندار بودم و جريان را تعريف كردم بلافاصله مقداري آذوقه و غذا در فرمانداري به او داديم و او را با وسيله نقليه به زرين آباد منتقل كرديم پس از سه روز شهر كاملاً تخليه شد و به جز سپاه، فرمانداري، شهرداري و جهاد سازندگي و عده اي از مردم رزمنده و جوان كه بصورت افتخاري با مراجعه به سپاه و ژاندارمري خواستار تحويل اسلحه و مقابله با متجاوزين بودند كسي ديگر در شهر وجود نداشت حدود 20 نفر مردم عادي توسط ژاندارمري بوسيله اسلحه ام- يك مسلح و سازماندهي شدند و در داخل شهر باقي ماندند روز پنجم مهرماه بمباران هوايي شديدتر شد بطوريكه هواپيماهاي عراقي در ارتفاع كمي شهر را بمباران مي كردند. و حتي بصورت معمول خلبانان از داخل كابين هواپيماها با چشم ديده مي شدند. حدود يك هفته گذشت هر روز صبح در محل پاسگاه و ژاندارمري تجميع مي كرديم و يا به شهر موسيان و اطراف دهلران براي شناسايي و اطلاع از حد تجاوزدشمن مي رفتيم و دوباره به دهلران برمي گشتيم. در شهر موسيان تعدادي از نيروهاي مردمي از جمله شهيد الياس ملكي و خانمحمد محمدي حضور داشتند كه هر كدام يك اسلحه ام- يك و تعداد 50 تير فشنگ بيشتر نداشتند براي شناسايي اطلاع بيشتر از شهر موسيان به اتفاق روضان عليدادي بخشدار وقت موسيان به محل پاسگاه اين شهر رفتيم كه يك دستگاه تويوتا سبز رنگ پاسگاه مرزي ربوط به سرنشيني فرمانده اين پاسگاه وارد پاسگاه شد و بخشدار اوضاع مرز را سؤال كه فرمانده پاسگاه در پاسخ اعلام كرد كه سه دستگاه تانك وارد پاسگاه شده و پاسگاه را اشغال كرده اند نيروهاي عراقي از محورهاي ديگري جاده اصلي دهلران- انديمشك را به اشغال خود در آورده بودند و تعدادي از مردم دهلران كه به سمت انديمشك در تردد بودند به دست متجاوزين عراقي اسير يا به شهادت رسيده بودند كه از جمله مي توان شهيد سيد اعلمي مسئول سازمان تبليغات اسلامي دهلران نام برد.

منطقه دشت عباس كاملاً در دست عراقيها قرار گرفته بود. و تعدادي از اهالي روستاهاي اين منطقه در دست عراقيها گرفتار شدند و برخي هم از دست عراقيها گريخته و خود را به نقاط امن رساندند. شهر موسيان هم عليرغم اينكه تعدادي از نيروهاي لشكر 84 خرم آباد با همكاري نيروهاي مردمي از خود مقاومت زيادي نشان دادند پس از چند روز مقاومت مردمي بدست عراقيها افتاد وقتي شهر موسيان اشغال شد نيروهاي لشكر 84 خرم آباد ناچار شدند تا در اول شهر دهلران مستقر و خط پدافندي تشكيل دهند تعداد زيادي از اين نيروها را هم براي مقابله با ارتش عراق كه شهر مهران را در اشغال داشتند به زرين آباد رفتند و خط مقدم عملاً بر روي ارتفاعات تيناب در زرين آباد تعيين شد.دشمن شهر دهلران را به اشغال در آورده كه به علت مقاومت نيروهاي سپاه به ناچار در حاشيه چند كيلومتري شهر دهلران مستقر گرديد. در سال 60 و در ماه مبارك رمضان براي دومين بار به شهر دهلران حمله كرد و تعدادي از بچه هاي سپاه را از جمله دو نفر پزشك را شهيد نمود در حين عقب نشيني نيروهاي عراقي و تعقيب آنها تعدادي از اجساد عراقي را در جنوب شهر دهلران به طرف روستاي فرخ آباد را ديدم كه به هلاكت رسيده بودند برخي ازآنها وسايل منازل شخصي مردم را از جمله سماور سرقت برده بودندكه هنوز در كنار اجسادآنها قرار داشت. بدنبال حملات پياپي دشمن و فرمانداري دهلران در شهر پهله زرين آباد مستقر و به جنگ زدگان خدمات دهي مي كرد در اين مدت فرماندار دهلران لطفي بود اوبه يك فرد نظامي تبديل شده بود و اكثر روزها به ميان نيروهاي ارتش و سپاه مي رفت در خصوص وضعيت مناطق جنگي مشورت مي كرد.

اما رخداد مهم در تاريخ دفاع مقدس دهلران آغاز عمليات فتح المبين در تاريخ 1/1/61 بود كه از غرب شهر شوش تا چاه شماره 8 سازمان اتكاء واقع در 10 كيلومتري غرب پاسگاه عين خوش وسعت داشت. نيروهاي عراقي در اين عمليات تارو مار شدند و وحشت زده پا به فرار گذاشتند تعدادي از فرماندهان عالي رتبه ارتش عراق از جمله خطاب عمر،يوسف شاهر بدست بسيجيان نوجوان و دلاورمان به اسارت در آمدند در بين نيروها رايج بود كه صدام و وزير دفاعش عدنان خيراله بوسيله هلي كوپتر در منطقه عمليات حضور داشته اند بطوريكه به علت سرعت عمل رزمندگان اسلام هلي كوپتر آنها به حالت روشن رها و از منطقه فرار مي كنند اين مطلب از زبان شخص صدام در تلويزيون عراق بازگو شده است در حين عمليات فتح المبين به اتفاق لطفي فرماندار و تركان استاندار ايلام و مرحوم آيت اله حيدري نماينده مجلس خبرگان واز روحانيان برجسته استان و تعداد ديگري از مسئولين استاني براي بازديد از پيروزي رزمندگان اسلام به منطقه تيشه كن(ارتفاعات دالپري) حركت كرديم و در سنگر فرماندهي عمليات بر روي ارتفاعات نزديك آبدانان مستقر شديم به دستور استاندار بلحاظ تسلط داشتن به زبان عربي به واحد استراق سمع و مخابرات رزمندگان اسلام براي فعاليت معرفي شدم و در آنجا با فردي عرب زبان بنام احمد عبيد اهل انديمشك مسئول واحد استراق سمع مخابرات قرارگاه عملياتي آشنا و در سنگر با او مشغول كار شدم. پس از اينكه رمز مكالمات نيروهاي متلاشي شده عراق را بدست آورديم به شبكه مخابراتي آنها راه پيدا كرديم و طي يك مذاكره و دادن اطلاعات اشتباه يك گردان كامل از آنها با تمام تجهيزات مجبور به تسليم شدن به نيروهاي خودي كرديم و همه آنها به اسارت در آمدند يك روز ديگر كه به اتفاق مسئول كميته امداد امام خميني (ره) دهلران به خط مقدم جبهه رفتيم ودر پشت يك خاكريز در محل فعلي دامداري سازمان اتكاء تعدادي از اسراي عراقي را كه از مسير تيشه كن به جاده انديمشك به دهلران به اسارت نيروهاي خودي درآمده بودند را ديديم. يك خبرنگار در آنجا حضور داشت و من هم براي انجام مصاحبه با اسراء عراقي با خبرنگار مذكور همكاري كردم. يكي از عراقيها يك سرگرد عراقي بود كه بسيار وحشت مي كرد با او صحبت كردم و متوجه شدم كه تحت تأثير تبليغات  دروغين رژيم بعثي صدام قرار گرفته به او گفته اند كه به محض اينكه توسط نيروهاي ايراني اسير شويد شما را مي كشند و خون شما را به سربازان مي دهند. با سرگرد عراقي گفتگو كرده و سه نخ سيگار به او دادم و به او اطمينان دادم كه اين رفتار مناسب نيروهاي ايراني تا آخر ادامه دارد و قصد كشتن شما را ندارند و با اسراء مهرباني مي كنند با ديدن اين شرائط افسر عراقي خواستار مصاحبه با خبرنگار ايراني شد و صحبت هايش را با فحاشي عليه صدام و حزب بعث شروع و از جنايات آنها بحث مي كرد به اتفاق مسئول كميته امداد به طرف خط مقدم راه را ادامه داديم در طول مسير صحنه اي دلخراش ما را بسيار متأسف كرد صحنه اي كه اول با صداي انفجار مهيب توجه ما را به خود جلب كرده به محل انفجار رفتيم خودرويي را كه تقريباً حامل 20 نفر از رزمندگان اسلام بود در اثر وجود تعدادي مين ضد تانك در داخل ماشين منفجر و همگي سرنشينان به شهادت رسيدند پيكر اين عزيزان كاملاً متلاشي گرديد بطوريكه تكه هاي بدن آنها با كمك نيروهاي امداد در داخل چند كيسه قرار داديم و به عقب منتقل نموديم در عصر همين روز عراقيها پاتك سنگيني را آغاز كردند اما رزمندگان اسلام تا پاسي از شب در مقابل دشمن مقاومت كردند و پاتك آنها را دفع كردند و دشمن نتوانست كه خاكريز را از دست بچه ها بگيرد. با روشن شدن هوا در صبح روز بعد متوجه شديم كه تعداد زيادي از عراقيها در جلوي خاكريز به هلاكت رسيده اند ولي يك نفربر كه تعدادي از نيروهاي بعثي در آن اختفاء شده بودند هنوز در نزديك خاكريز قرار داشت كه با عكس العمل يك پيرمرد رزمنده و پرتاب دو قبضه نارنجك دستي آن نفر بر منهدم و سرنشينان آن به هلاكت رسيدند.

روز بعد به اتفاق استاندار به وسيله جيب سرهنگ بيرانوند فرمانده9 لشكر 84 لرستان به دشت عباس رفتيم در منطقه دشت عباس وسايت 1و 2 هم نبرد بين رزمندگان اسلام و ارتش بعث تن به تن بود در اين منطقه عراقيها با تانك و نفربرهايشان در حال پاتك سنگين به نيروهاي خودي بودند كه ناگهان خلبانان شجاع هوانيروز كشورمان سر رسيدند و با يك صحنه بسيار زيبا به شكار تانكها پرداختند با به آتش كشيده شدن چند دستگاه از تانكها مابقي متواري شدند اما هلي كوپترهاي كشورمان آنها را تعقيب و منهدم مي كردند.

بعد از ديدن اين صحنه ها هنگام برگشت متوجه شديم كه جيب جناب سرهنگ بيرانوند اشتباهاً توسط تعدادي از بسيجيان غنيمت گرفته شده بود كه در آن لحظه با مسئولين حاضر در صحنه مذاكره اما نتيجه اي عايد نشد تا اينكه بعد از يك ماه پس از عمليات و پيگيريهاي فراوان بالاخره خودرو تحويل سرهنگ بيرانوند گرديد.

عمليات فتح المبين پس از چند روز در اولين روزهاي سال 61 به پايان رسيد و عراقيها از بخش عظيمي از خاك كشورمان به عقب رانده شدند و در پشت رودخانه دويرج و بر روي ارتفاعات حمرين خط تشكيل دادند. شكست سنگين ارتش بعث در عمليات فتح المبين باعث شد كه رژيم صدام خباثت خود را با تشديد حملات موشكي به شهرهاي دهلران، انديمشك و دزفول و بمبارانهاي هوايي و گلوله باران جاده دهلران، انديمشك كه از روي ارتفاعات حمرين برايش كاملاً ميسر بود به اوج خود رساند شهر دهلران در بعضي از روزها تا 10 بار هم بمباران مي شد به همين خاطر در محل فرمانداري آمادگي داشتيم تا به محض بمباران بلافاصله به محل برويم و در حاليكه دود و خاك در اوج خود بود به وسيله نيروهاي امداد اجساد افراد غير نظامي و بي گناه را كه بعضي از آنها دست و پايشان قطع و يا تكه پاره مي شدند بصورت منظره هايي وحشتناك و غم انگيز به درمانگاهها منتقل نمائيم گاهي اوقات اتفاق مي افتاد كه هنگام استراحت و يا غذا خوردن حمله هوايي شروع مي شد.

به علت شدت بمبارانهاي هوايي شهر دهلران كاملاً خالي از سكنه بود و تنها تعدادي از ادارات و سپاه و ارتش و ژاندارمري در منطقه بودند كه آنها هم در شمال شهر و در دامنه ارتفاعات آبگرم مستقر شده بودند رزمندگان اسلام براي استحمام و نظافت در طول مسير رودخانه آبگرم قرار مي گرفتند و بارها هواپيماها اين محل را بخاطر انبوه نيروها بمباران مي كردند. گاهي اوقات افراد در حالت عريان در اثر اين بمبارانها زخمي يا شهيد مي شدند. شرايط مذكور تا لحظه عمليات محرم كه نيروهاي عراقي دستشان از ارتفاعات حمرين كوتاه شد ادامه داشت اين عمليات در آبان 61و ساعت حدود 10 شب بوقوع پيوست به اتفاق بچه هاي سپاه دهلران پس از اينكه يك قبضه اسلحه آرپي هفت را تحويل گرفتم در اين عمليات شركت نمودم در اولين شب عمليات در اثر باران شديد تعدادي از بچه هاي اصفهان در رودخانه دويرج در اثر جاري شدن سيل در آب غرق شدند و به شهادت رسيدند براي نجات جان ساير رزمندگان اسلام تعدادي از وسايل مهندس جهاد پشتيباني نجف آباد كه در شهر دهلران مستقر بودند به محل عمليات اعزام گرديد كه پيكر تعدادي از شهدا جمع آوري شد ودر اين راه دو نفر از برادران جهاد نجف آباد نيز به شهادت رسيدند در آن سوي رودخانه دويرج توسط دشمن ميادين بسيار وسيعي از مين و موانع كاشته شده بود كه با همت نيروهاي تخريب چي پاكسازي گرديده در كوتاه ترين زمان ارتفاعات مشرف بر موسيان، دهلران و چم سري، چم هندي و زبيدات آزاد و تعدادي از نيروهاي عراقي به اسارت در آمدند در محل سپاه دهلران كه شهيد بزرگوار امينيان فرمانده سپاه دهلران نيز حضور داشت از اسراء بازجويي كرديم وضعيت منطقه در سال 61 نسبت به دو سال قبل از آن بخاطر پيروزيهاي رزمندگان اسلام در عمليات هاي فتح المبين و محرم و خروج دشمن متجاوز از بخش عظيمي از سرزمين شهرستان دهلران مناسب تر شده بود. و تردد جاده دهلران- انديمشك پس از محدوديتهاي نظامي و كنترل در اوقات روز اماكن پذير اما در شب تردد افراد غير نظامي ممنوع بود البته هواپيماههاي رژيم بعثي همچنان به بمبارانهاي هوايي خود در طول روز در مناطق مختلف حتي روستاها و عشاير چادر نشين كه به تنهايي در دل كوههاي شمالي شهر دهلران سكونت گرفته بود ادامه مي دادند با اين وجود سال 61 تا اواخر 62 با همه تلخيها و شيرينهايش به پايان رسيد در اسفند 62 رويداد مهم اين سال در منطقه دهلران انجام عمليات والفجر 6 در منطقه چلات بود كه بوسيله برادران مازندران صورت گرفت در سال 63 علاوه بر وجود دشمن بعثي و مقابله رزمندگان اسلام با حملات هوايي و زميني ارتش بعث باهدايت دهي دستگاه امنيتي رژيم صدام گروهي معروف به گروه (فرسان) به صورت جنگ چريكي اوضاع منطقه در محور مواصلاتي دهلران به مهران را با عملياتهاي پارتيزاني و ايجاد كمين و انهدام خودروهاي نظامي و شخصي متشنج كردند اين گروهك پس از اينكه در مسير جادهاي اصلي و فرعي منتهي به محل سكونت روستائيان جنگ زده كمين مي زدند خودروهاي آنها را منهدم مي كردند و براي ارائه مدارك مستند به اربابانشان گوش راست هر كدام از سرنشينان رابريده و با خود مي بردند از اين رو آنها را (گوش بر) خطاب مي كردند اولين عمليات ناجوانمردانه گوش برها انهدام يك دستگاه كاميون جهاد سازندگي و شهادت سرنشين اين كاميون و نيز اسارت تعدادي از چوپانان محل كه شب را در حوالي روستا بيتوته مي كردند بود اقدامات خرابكارانه (گوش برها) موجب شد كه بخشي از توان نيروهاي مردمي جهت مقابله با اين عناصر در قالب نيروهاي گشتي و رزمي زير نظر سپاه اختصاص پيدا كند و ضرباتي به اين مزدوران وارد شود./.13/6 /87

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387;ساعت 14:16;  توسط جام سحر;  | 

آغاز هفته دفاع مقدس درشهرستان مرزی دهلران با ادای احترام به شهدای گمنام

به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس رژه خودرویی باشرکت نیروهای نظامی و انتظامی و بسیجی در شهرستان دهلران برگزار شد

 Image and video hosting by TinyPic

اين مراسم از ميدان شهداء تا گلزار شهداي گمنام با رژه خودرويي شامل ادوات جنگي، لجستيكي و وسايل نقليه ادارات و همچنين موتورسواران با حضور فرماندار، مسئولان و فرماندهان نظامي و انتظامي و نيروهاي بسيجي با شکوه خاصي برگزارشد و خاطره شهداي هشت سال دفاع مقدس گرامي داشته شد 

جعفر نظری  معاون سياسي و اجتماعی فرمانداری دهلران با مثبت ارزیابی نمودن توان اعتقادی و رزمی بسیجیان و نیروهای نظامی و انتظامی این شهرستان خواستار ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و واقعيتهاي دفاع مقدس براي جوانان و دانش آموزان شد و گفت: هفته دفاع مقدس فرصت مناسبي است تا جوانان و دانش آموزان را با فرهنگ ايثار و شهادت و واقعيتهاي جنگ تحميلي آشنا كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387;ساعت 20:36;  توسط جام سحر;  | 

وقتی اولین فرزندش، مهدی، به دنیا آمد، حاجی جبهه بود. یك ماه بعد، به خانه آمد. در این مدت، ما به همه كارها می‌رسیدیم. روزی كه آمد بچه‌اش را ببیند، من توی حیاط بودم. داشتم قلیان چاق می‌كردم. آمد كنار من ایستاد و گفت: «ننه خیلی شرمنده‌ام، تو را به خدا مرا ببخشید.» پرسیدم: «برای چی؟» گفت: «نمی‌دانم چه‌طور زحمات شما را جبران كنم.» گفتم: «مگر ما چكار كرده‌ایم؟» گفت: «الآن بیست و هشت روز است كه زن و بچه‌ام را رها كرده‌ام و همیشه گرفتاریهایم را گذاشته‌ام برای شما.» گفتم: «مگر چه اشكالی دارد ننه جان، خب آنها هم بچه‌های من هستند.» سرش را انداخت پایین و گفت: «ننه، یك چیز را می‌دانی؟» گفتم: «چه چیز را؟» گفت: «من آن‌جا توی جبهه و جنگم و شما این‌جا از زن و بچه‌ام نگهداری می‌كنید؛ قطعاً شما هم پیش خدا خیلی اجر دارید.» گفتم: «من كه كاری نكرده‌ام؛ این حداقل كاری است كه از دستم برمی‌آید.» این قدرشناسی او برایم ارزش داشت. با این‌كه مادرش بودم و همه این كارها را با رضایت قلبی انجام می‌دادم، ولی با این حال او در برخورد با من احساس شرمندگی می‌كرد.

 منبع :گردان وبلاگی کمیل

راوی : مادر شهید *





 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387;ساعت 20:32;  توسط جام سحر;  |